فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٦٦ - بخش اول كليات
چه رسد به خلع سلاح عمومى كه مراحل بسيارى را در پيش دارد.
تفسير بدبينانه اين روند حاكى از عدم صداقت صاحبان سلاحهاى هستهاى و نفاقكاريهاى آنهاست، اما از سوى ديگر همه كشورهايى كه مىخواهند مسلح شوندطالب جنگ نيستند.
بخشى از پيچيدگى موضوع خلع سلاح از آنجا ناشى مىشود كه تسليحات گرچه ابزار تجاوز و جنگ است و ازاين نظر دشمن امنيت و صلح محسوب مىشود اما از سوى ديگر ابزار قدرت كشورها و وسيله تأمين امنيت و دفاع مشروع نيز هست.
از اين رو خلع سلاح بايد بهگونهاى باشد كه به امنيت و امكان دفاعى ملتها لطمه وارد نياورد.
از سوى ديگر سرى بودن تكنولوژى نظامى و تلاش در پنهانكارى و مخفى نگهداشتن اطلاعات نظامى و پوششهاى اغفال كننده تسليحاتى خود بر پيچيدگى اين مسأله حياتى در سياست جهانى افزوده است
عدم اطمينان به صداقت و درستى كار نظارت و بازرسى سازمانهاى بينالمللى و نيز ادامه حيات سياستهاى استكبارى كه عامل عمده رقابتها و مسابقههاى تسليحاتى هستند نيز به نوبه خود از عوامل پيچيدگى مسأله خلع سلاح به شمار مىرود.
گروميكو وزير امور خارجه شوروى سابق مىگفت: منظور غرب از مذكرات خلع سلاح جاسوسى است. ابتدا بايد خلع سلاح انجام گيرد سپس نظارت و بازرسى [١] با توجه به چنين مشكلاتى كه سر راه سياست كنترل و خلع سلاح وجود دارد و نيز با توجه به عدم كارآيى كنفرانسها و حتى معاهدات بينالمللى كه در عمل آشكار گرديده است بايد گفت تنها راه منطقى خلع سلاح، خشكاندن منجلابهايى است كه در نقطه نقطه جهان ناامنى به وجود مىآورد و ناامنيها خود موجب روآوردن كشورها به مسلح شدن مىشود و مسلح شدن كشورها ناامنيها را افزايش مىدهدو افزايش ناامنيها مسابقات تسليحاتى را تشديد مىكند و اين پروسه همچنان تكرار مىشود و بر سرعت و رشد سلاحهاى هولناك مىافزايد.
تسليحات در واقع يك معلول است. مبارزه با معلول در حالى كه علت يا علتهاى تعدد آن رو به رشد هستند، كار عبث و بيهودهاى بيش نيست. بايد دلايل و علل رو آوردن كشورها به
[١] . همان، ص ٣٧٣.