فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٣٩ - بخش دوم ماهيت جهاد و اقسام آن
همواره با قيد «فى سبيل» همراه بوده است.
بنابر اين، مىتوان گفت كه ماهيت جهاد در اسلام به معنى يك سلسله عمليات نظامى و خشونتآميز توأم با قتل و كشتار و تخريب نيست و هيچ نوع انگيزه مادى و فاقد ارزشهاى معنوى و الهى نمىتواند مجوزى براى جهاد محسوب گردد و چنين جنگى از ديدگاه اسلام مشروع شمرده نخواهد شد.
بهعلاوه جهاد يكى از فرايض عبادى اسلام محسوب شده و بيش از آن كه يك عمل سياسى تلقى گردد يك عبادت مىباشد و فقها جنگ مشروع در اسلام را در حوزه معاملات و قواعد حقوقى نياورده و آن را در شمار عبادات آوردهاند.
ارتباط جهاد با مباحث حقوقى، ناشى از آثار مادى اين آيين سياسى - عبادى است كه اين آثار در ديگر عبادات اسلامى، كمتر ديده مىشود.
محدوديتهاى عمليات جنگى و احكام مربوط به اسراء، غنايم، سرزمين و امثال آن كه از آثار جهاد مىباشد موجب گرديده است كه جهاد به صورت جزئى از حقوق سياسى و مباحث عمومى حقوق اسلامى مطرح گردد.
حتى در مورد جهاد دفاعى در برابر تجاوز به منافع مادى اسلام و دولت اسلامى و نيز جهاد به مفهوم فردى و دفاع از مال، جان و عرض، كه انگيزه و هدف مادى آن كاملاً آشكار مىباشد و به منظور حفظ حقوق مادى اسلام و جامعه اسلامى انجام مىگيرد نيز اصل جهاد به عنوان يك فريضه الهى مطرح است.
مفهوم عبادى بودن جهاد در فقه آن نيست كه هرگاه بدون قصد و انگيزه قربى انجام پذيرد مانند: ساير عبادات اسلامى، بىاعتبار و فاقد اثر و در يك كلام باطل خواهد بود.
فقها جهاد را از عناوين توصيه به شمار آوردهاند به اين معنى كه هرگاه فرد يا جامعه مسلمان فريضه جهاد را با انگيزه مادى و بدون قصد قربت انجام دهند به وظيفه خود عمل نموده و از مسؤوليت مبرّا خواهندبود ولى ديدگاه اسلام در جهاد و معنى و ماهيت اين وظيفه كاملاً الهى، مبتنى بر احساس مسؤوليت فرد و جامعه در برابر خداست.
با اين حال خصلت عبادى بودن جهاد در جهاد ابتدايى روشنتر و مؤثرتر مىباشد. زيرا در جهاد دفاعى بدون قصد عبادت و قربت امكان دستيابى به آثار ديگر مانند حفظ حقوق مادى وجود دارد ولى در جهاد ابتدايى اگر جنبه عبادى آن منتفى گردد و عمليات نظامى بدون