فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٥٧ - بخش اول كليات
الحبة، و برأ لنسمة، ما أسلموا و لكن استسلموا، و أسروا الكفر فلما وجدوا اعوانا عليه أظهروه!!».
[١]«در كارزار، عقبنشينى و گريزى كه حملهاى در پى دارد را ناگوار مشماريد. حق شمشير را چنانكه بايد بجا آوريد. سوگند به آنكه دانه را شكافت، و جان را آفريد. اين گروه اسلام نياورده بلكه نقاب اسلام به چهره زده و كفر خويش نهان داشتهاند، پس زمانى كه همدلانى يافتند كفر آشكار ساختند».
در يك كلام جنگهاى امام (ع) حالت كشورگشايى به منظور توسعه قلمرو سياسى و يا انتقامجويى از دشمنان نداشت، بلكه جنگهايى انسان دوستانه و مقدسى بود كه به خاطر دفاع از اسلام در برابر گمراهيها و حفظ وحدت جامعه اسلامى و بازگرداندن منحرفان به وقوع پيوست. بعبارت ديگر جنگهاى امام (ع) گرچه داخلى و به صورت ظاهر با خودى بود ولى در حقيقت دنباله راه پيامبر (ص) در جهاد با دشمنان متجاوز به حساب مىآمد و به تعبيرى اين جنگها بر سر تأويل آيات جهاد قرآن صورت مىگرفت چنانكه جنگهاى دوران پيامبر (ص) بر سر تفسير آيات جهاد بود و به همين دليل بود كه امام (ع) جنگهاى خود را با معارضين و شورشيان به ظاهر مسلمان «جهاد» مىناميد.
اين تعبير را در كلام امام (ع) نيز مىتوان يافت كه فرمود:
«و لكنا أنما اصبحنا نقتل اخواننا فى الاسلام على ما دخل فيه من الزيغ و الاعوجاج، و الشبهة و التأويل»
. [٢]«امروز كه گمراهى و كجانديشى، دوگانگى و تأويل وارد اسلام شده با برادران اسلامى خود مىجنگيم».
مبحث سوم: جنگ يا جهاد
جنگ معمولاً آميخته با خشونت، بيرحمى، قساوت، انتقامجويى، ويرانى، خونريزى، ايجاد وحشت، نابودى و نفى كرامت انسانهاست و بيشتر در راستاى اهداف توسعهطلبانه و اغراض مادى و كسب يا حفظ قدرت و اشباع حس برترى جوييها و جاهطلبيها انجام مىگيرد.
[١] . نهج البلاغه، نامه ١٦.
[٢] . نهج البلاغه، خ ١٢٢.