فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٧ - بخش اول كليات
بهرهگرفتن از شيوههايى را كه اعتماد طرف مقابل را نسبت به صداقت مسلمانان خدشهدار مىكند توصيه نمايد.
اصولاً اسلام از پيش گرفتن رويهاى كه با تناقضها، تضادها، بحرانهاى غير قابل كنترل، التهابهاى خطرآفرين و سلب امنيت همراه است چه سودى در جهت رسيدن به اهدافش خواهد برد؟ در جنگ سرد به همان اندازه كه طرف متخاصم زيان مىبيند، آغازگر نيز از آثار آن متضرر مىگردد.
در اينجا سؤالى پيش مىآيد كه آيا بنابر نظريه ديگر كه استراتژى صلح را در سياست خارجى دارالاسلام مطرح مىكند گريزى از حالت جنگ سرد وجود دارد يا هر دو نظريه با اين مشكل روبرو هستند؟ ابتدا ممكن است چنين به نظر برسد كه بر اساس نظريه دوم نيز شرايطى قابل پيش بينى است كه در آن شرايط امكان برقرارى صلح دائم وجودندارد و براى جنگ هم يا مجوزى نيست و يا مقدور نمىباشد.
در چنين شرايطى نيز مانند نظريه اول حالتى جز جنگ سرد قابل پيشبينى نيست. ولى چنين تصورى در مورد نظريه دوم قابل قبول نمىباشد. زيرا پيش فرض نظريه دوم حالت صلح است و در صورت عدم امكان قرارداد صلح دايم، حالت همزيستى و روابط انسانى و صلحجويانه بر سياست خارجى دارالاسلام حكمفرما خواهد بود.
آن چه در مورد جنگ سرد گفته شد در رابطه با اصل تبيين خطمشى كلى و اوليه اسلام در سياست بينالملل بود كه داشتن ابتكار عمل دارالاسلام در برپايى جنگ سرد بر اساس دو نظريه فقهى در زمينه صلح و جنگ مورد بررسى قرار گرفت و نتيجه آن بود كه ابتكار جنگ سرد به عنوان يك استراتژى بينالمللى با اصول وموازين اسلامى سازگار نيست.
اما اگر موضوع جنگ سرد در شرايط بحرانى و يا در شرايطى كه دشمن متجاوز از آن به عنوان يك حربه و وسيله براى اهداف تجاوزكارانه استفاده مىكند مورد بحث قرار گيرد بىشك اصل دفاع مشروع، اقدام متقابل به آن را تجويز مىكند و به حكم عقل و شريعت اسلام، جنگ سرد به عنوان يك وسيلهدفاعى در برابر تجاوز ضرورتى اجتنابناپذير خواهد بود.
هشدارها و تأكيدهايى كه قرآن در زمينه افشاى ماهيت دشمنان متجاوز و اهداف تجاوزكارانه آنها و نيز در زمينه نفىاكيد تولّى دشمن و يا اصرار بر برائت و تبرّى از دشمن