فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٨ - بخش اول كليات
نهاد، همانطور كه در هر نظام و مجموعه منسجم و سازمان يافته گريزى از آن نيست، زيرا هر سيستم اثرگذار و اثرپذيرى بين اجزاء اجتناب ناپذير مىباشد و معنى اين رابطه چيزى جز تنازع و دفع و درگيرى نيست بىشك تضاد و درگيرى بين انسانها مىتواند به گونههاى متفاوتى رخ دهد كه از آن جمله جنگ مسلحانه است. [١]
قرآن در اين زمينه با دو بيان ريشه جنگ را روشن كرده است.
الف
- تنازع و درگيرى و تضاد زمينه ساز تكامل و مانع از فساد جامعه بشر است:
(وَ لَوْ لاٰ دَفْعُ الله اَلنّٰاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ اَلْأَرْضُ). [٢]
«اگر خداوند گروهى را با گروه ديگر دفع نمىكرد زمين به فساد كشانده مىشد».
بر حسب اين بينش، تاريخ و جامعه بشرى مانند مجموعه جهان طبيعت در حال تحول و حركت است و تضاد به معنى تزاحم شرط لازم و دوام فيض از ناحيه خداوند مىباشد. [٣]
بىشك اين نوع تزاحم و به اصطلاح قرآن دفع، كه مبتنى بر يك اصل فطرى است امكان دارد بر اساس حق مشروع و يا به صورت تجاوزكارانه باشد. مانند ديگر اصول فطرى كه گاه در قالب صحيح و مبتنى بر حق و عدالت متجلى مىگردد و گاه نيز به شكل اعمال نادرست و تجاوزكارانه ظاهر مىشود.٤
ب
- افراد هر نوعى تا آنجا شايستگى بقا دارد كه در برابر عوامل منفى و شرايط تهديد كننده، قدرت مقابله و دفاع را داشته باشد و اين همان قانون انتخاب طبيعى و تبعيت از محيط زيست است كه در توجيه نظريه تنازع بقاء مطرح مىگردد.
(وَ لَوْ لاٰ دَفْعُ الله اَلنّٰاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوٰامِعُ وَ بِيَعٌ وَ صَلَوٰاتٌ). [٥]
قرآن با اين بيان، حالت دفاع را به عنوان يك سنت فطرى كه مانند همه سنن طبيعى به خواست و مشيت الهى باز مىگردد ضامن حفظ زندگى و بقا شمرده است و از اين رو خداوند انسان را با وسايل دفاعى مجهز نموده و به او انديشه و تعقل بخشيده كه وسايل دفاع را متناسب با نوع مزاحمتها و عوامل و شرايط تهديد كننده بسازد و به زندگى و آثار شكوهمند آن ادامه دهد.
[١] . رك: تفسير الميزان، ج ٢ ص ٣٠٨.
[٢] . بقره، آيه ٢٥١.
[٣] . رك: شهيد استاد مطهرى، قيام مهدى (عج) از ديدگاه فلسفه تاريخ، ص ٢٥ و مقاله اصل تضاد در فلسفه اسلامى به قلم شهيد مطهرى (از سرى نشريات دانشكده الهيات و معارف اسلامى تهران).
[٤] . رك: تفسير الميزان، ج ٢ ص ٣٠٩.
[٥] . حج، آيه ٤٠.