فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٦٣ - مبحث دوم تجارت خارجى آزاد يا كنترل شده
باطل را آن چنان بشكافم تا حق از كنارش بيرون آيد. سوگند به خدا يكبار با آنها در حالى كه كافر بودند جنگيدم و اين بار نيز در حال فتنه و نفاق».
امام در مسيرش به سوى بصره براى سركوب كردن شورش ناكثين در محلى به نام «ذىقار» فرود آمد و منتظر رسيدن سپاه كوفه بود. ابن عباس به حضور امام رسيد، در حالى كه امام به دوختن پارگى كفش خود پرداخته بود. ابن عباس مىگويد امام سر بلند كرد و از من پرسيد: «قيمت اين لنگه كفش چقدر است» گفتم: «ارزش ندارد» فرمود: «سوگند به خدا همين لنگه كفش بىارزش، پيش من از فرمانروايى بر شما محبوبتر است. مگر آنكه از رهگذر اين فرمانروايى حق را بپا دارم و يا باطلى را برطرف سازم». آنگاه به خطبه ايستاد و سخنان بالا را بر زبان آورد.
كلام بالا فرازى از خطبهاى است كه امام به مناسبت درگيرى با ناكثين بيان فرموده است و جبهه آنان را ادامه همان جبهه شرك كه در مقابل پيامبر و اسلام قرار داشت و جبهه خود را تداوم موضع پيامبر و ايمان معرفى مىنمايد كه در هر دو رودررويى، هدف نماياندن چهره حق از درون باطل بوده است.
امام موقعيت خود را در زمان رسول خدا نسبت به كاروان رستگاران كه پيامبر رهبريشان مىفرمود و يا در رابطه با كاروان وابستگان به جاهليت كه توسط پيامبر رانده و تعقيب مىشدند، در شكل و موقعيت كمك ساربانى ترسيم مىكند كه از پشت سركاروان، هم جهت، و هم حركت اعضاى كاروان را كنترل كرده به نظم وا مىدارد. گرچه نقش اول از آن ساربانى است كه كاروان را هدايت مىكند و به آن جهت و حركت مىدهد ولى نقش دوم نيز از آن كسى است كه در آخر كاروان با پيروى دقيق، از حركت ممانعت كرده و از تندروى و پراكندگى نيز بازمىدارد و اين همان نقش امامت است كه در وجود امام (ع) پس از رحلت پيامبر اسلام (ص) ادامه مىيابد.
امام (ع) اين مطلب را از آن جهت مطرح مىكند كه زمان امامت خود را دنباله زمان رسالت پيامبر (ص) مىداند و حركت فعلى خود را در برابر مخالفينش ادامه همان حركت و در همان جهتى مىداند كه در زمان رسول خدا و در جبهه اسلام در مقابل مشركين براى خود اتخاذ كرده بود. همانطور كه امامت تداوم رسالت است. جبهه امام نيز تداوم جبهه پيامبر مىباشد و به همين دليل، جبهه دشمنان اسلام نيز ادامه راه كسانى است كه در برابر رسول خدا موضع