فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٩٥ - بخش اول كليات
البته اسلام براى نفى تجاوز از شيوههاى مختلفى بهره گرفته است كه اهم آنها بقرار زير است.
الف - دفاع مشروع و سركوب متجاوز.
ب - مسؤوليت بينالمللى ناشى از تجاوز،
كه بايد در دادگاههاى بينالمللى صالح مورد رسيدگى قرار گرفته و متجاوز مجازات گردد.
ج - آمادگى رزمى كامل و قدرت واكنش سريع،
براى مقابله با تجاوز كه خود عامل بازدارنده تجاوز محسوب مىشود. ترديدى نيست كه قرآن بهطور صريح در آيه (وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اِسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِبٰاطِ اَلْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ الله وَ عَدُوَّكُمْ) دستورى كاملاً روشن براى بالابردن توان رزمى، توسعه كيفى و افزايش تسليحات جنگى، آمادگى نظامى و احراز مداوم توانمندى لازم براى واكنش سريع در برابر تجاوزهاى احتمالى صادر نموده، آن را عاملى قوى و بازدارنده در برابرقدرتهايى كه سوداى تجاوز در سر مىپرورانند مىشمارد و اين سياست به ظاهر تهديدآميز را تنها راه شكستن جو رعب و وحشتى مىداند كه سوداى تجاوز همواره در سطح بينالمللى به آن دامن مىزند.
آيا اين اصل، تهديد كننده است؟
برخى ندانسته يا مغرضانه از اين آيه برداشت تهديد صلح و امنيت جهانى دارند و چنين تصور مىكنند كه اسلام با اين فرمان بر مسابقه تسليحاتى در سطح جهانى شدت بخشيده و مسلمانان را به كسب برترى نظامى در سطح جهانى تشويق نموده و از اين طريق زمينه برخورد نظامى را فراهم و بر عوامل تهديد كننده صلح افزوده و جوّ شكننده صلح را آسيبپذيرتر ساخته است.
اين برداشت هنگامى قابل قبول بود كه ما فقط بخش اول آيه را داشتيم، اما دو بخش آيه مذكور مكمل يكديگرند و نمىتوان بخش دوم آن را كه جنبه تعليلى و بيان فلسفه سياسى بخش اول نظامى آيه است ناديده گرفت.
قرآن در بخش دوم همين آيه كه دستور بالابردن توان نظامى را صادر مىكند فلسفه آن را منحصراً در حفظ صلح و بازداشتن قدرتها از دست يازيدن به تجاوز و شكستن جو رعب و وحشت ناشى از سياستهاى تجاوزكارانه معرفى مىكند. چگونه ممكن است سياستى كه در راستاى پاسدارى از صلح و جلوگيرى از تجاوز باشد، خود عامل تهديد كننده صلح و