فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٣٤ - بخش اول كليات
در مواردى كه انسان بر سر دو راهيها قرار مىگيرد و در انتخاب و تصميمش بين دو راه مخير مىشود، اين چنين نيست كه يك راه صد در صد راحت و بىدرد سر و مطابق اميالش باشد، بلكه هر دو طرف و هر دو راه همراه با دردسر و سختى و گرفتارى است. انسان فرزانه كسى است كه پىآمدهاى هر دو راه را بررسى كند و آن دو را بسنجند و كمترين خسارت و زيان را تحمل نمايد.
در مواردى كه ما مسؤوليتها را به خاطر راحتيها و فرار از دردسرها نفى مىكنيم، در حقيقت با به جان خريدن گرفتاريها و دردسرهاى بيشتر و غير قابل تحملتر از دردسرى سهلتر مىگريزيم. اين گونه انتخاب و تصميم حتى بر اساس اصل راحت طلبى نيز قابل قبول نيست.
اين كلام امام (ع) بيانگر يك اصل و قاعده عقلانى است كه بايد هر انتخابى بر اساس ارزشيابى همه جوانب و احتمالات يك عمل و تشخيص جانبى كه كمترين خطر و زيان را دارد صورت بگيرد. از دردسرها و زيانهاى بالفعل اندك گريختن و تن دادن به گرفتاريها و زيانهاى جبران ناپذير و غير قابل تحمل صرفاً بملاك اين كه بالفعل نيستند نمىتواند عقلانى و منطقى باشد.
زمينه سخن امام (ع) چه مسأله بيعت و چه مستقيماً مربوط به مسأله قاسطين باشد از آن گونه موارديست كه طرف ديگر قضيه اصولاً بمنزله خروج از موضع ايمان است، چنانكه خود فرمود:
«فلم ارى الا القتال او الكفر بما جاء به محمد (ص)».
امام (ع) در برخى از شرايط جز سلاح راه علاج ديگرى را نمى بيند آن جا كه مىگويد:
«فان ابوا اعطيتهم حد السيف و كفى به شافياً منالباطل، و ناصراً للحق! و من العجب بعثهم الى ان ابرز للطعان! و ان اصبر للجلاد! هبلتهم الهبول! لقد كنت و ما اهدد بالحرب، و لا ارهب بالضرب! و انى لعلى يقين من رب، و غير شبهة من دينى».
[١]اگر امتناع كردند از انقياد و اطاعت (منظور ناكثين هستند) به آنها تيزى شمشير خواهم چشانيد و بس است سلاح كه شفا دهنده از بيمارى باطل شد و يارى دهنده حق. شگفتا! آنها به من پيام دادند كه با آنها به جنگ تن به تن با نيزه حاضر شوم و خود را براى رودررويى با شمشير آماده كنم. مادرانشان در سوگشان بنشينند. من از آن چنان صولت، شجاعت و
[١] . نهج البلاغه، خ ٢٢.