فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤٨ - بخش اول كليات
زيرا اسلام رشد آن دو را تفكيك ناپذير و انسان را داراى شخصيت دوبعدى تلقى مىكند.
بديهى است مفهوم اصالت و ارزش برتر تقوا در اسلام و معيار بودن آن در سنجشها و برترى ارزش آن در مقايسه با امتيازات نژادى، خانوادگى، طبقاتى، خاكى (جغرافيايى) و ديگر عوامل مادى، به معنى فردگرايى اسلام نيست، چنانكه ارزش گذارى به چنين امتيازاتى نيز به معنى اصالت بخشيدن به جامعه نمىباشد.
در كليه مقررات و قواعد حقوقى اسلام، چه در رابطه با مناسبات فردى يا اجتماعى و يا بينالمللى، هدف اساسى، ارتقاء و تعالى انسان است و به همين دليل از يك سو، تقوا به عنوان يك مبنا در كليه مناسبات و روابط اجتماعى ملحوظ مىگردد و از سوى ديگر صلح در همين رابطه يك خط مشى اصولى تلقى مىشود.
در قسمتى از منشور سياسى امام على (ع) خطاب به مالك اشتر چنين آمده است:
«... هيچ نوع صلح و قرارداد همزيستى را كه دشمنت ترا بدان فراخواند و رضاى پروردگار در آن باشد رد نكن، زيرا در زمان صلح است كه ارتش و نيروهاى نظامى تو آمادگى و تقويت بيشترى خواهند يافت و تو نيز از نگرانيها و اندوههايت آسايش خواهى داشت و كشورت نيز در امنيت به سر خواهد برد.
لكن همواره مراقب باش و از دشمن پس از آنكه از در صلح درآمدى بپرهيز. زيرا چه بسا كه دشمن به تو نزديك مىشود تا از غفلت تو بهره برد و ترا غافلگير سازد. پس در هر موقعيتى احتياط را از دست مده و راه حزم پيشگير و نسبت به حسنظنت بدگمان باش.
اگر بين خود و دشمنت قراردادى منعقد نمودى يا بدو تعهدى سپردى، به پيمان خويش وفاكن و تعهدات خود را با كمال امانت مراعات نما و جان خود را سپر براى حفاظت تعهدات قرار بده. زيرا در ميان واجبات خدا چيزى كه مردم با وجود اختلاف خواستهها و تشتت آراء، بيشتر و بالاتر از بزرگداشت وفاى به عهد و پيمان بدان راغبتر و مجدتر و متفقتر باشند وجود ندارد. در برابر پيمانت بهانهجويى نكن و هيچ نوع خيانت و توطئه و مكرى را به عهد و پيمان خويش راه مده و دشمنت را از روى فريب و حيلهگرى به گمراهى نكشان. بىشك در برابر خداوند جز مردمان نادان و بدبخت، سركشى نمىنمايند.
خداوند عهد و پيمان را مايه امنيت قرار داده و آن را از روى رحمت و مهر در ميان بندگانش گسترده است و تو آن را حريمى قرارده كه مردم در سايه آن آسوده و با آرامشى تمام