فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤٩ - بخش اول كليات
زندگى كنند و در پناه آن به نيكىها و بهرههاى فراوان برسند. از اين رو دغلبازى، وسوسه، شبهه و صحنهسازى در آن جايز نيست.
«هيچگاه قراردادى كه در آن غلط اندازى و تحريف راه داشته باشد منعقد نساز، و پس از آنكه پيمانت را محكم بستى و اطمينان دادى، به گفتارهاى چندپهلو استناد مكن.
دشوارى كارى كه بايد درباره آن پيمان خدا را مراعات كنى ترا بر آن وا ندارد كه به ناحق به شكستن آن پيمان اقدام نمايى، زيرا بردبارى تو بر تحمل دشوارى و سختيهايى كه اميد گشايش و نيكى سرانجام آن را دارى، بهتر از حيله و مكرى است كه از كيفر آن هراس دارى و بيم آن دارى كه از جانب خداوند مسؤوليت و بازخواستى ترا فرا گيرد، و تو در دنيا و آخرت مكان درخواست عفو و بخشش آن را بهدست نياوردى». [١]
قداست و بُعد معنوى جهاد را مىتوان از اين آيه به خوبى استنباط نمود:
(إِنَّ الله اِشْتَرىٰ مِنَ اَلْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوٰالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ اَلْجَنَّةَ يُقٰاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الله فَيَقْتُلُونَ وَ يُقْتَلُونَ وَعْداً عَلَيْهِ حَقًّا فِي اَلتَّوْرٰاةِ وَ اَلْإِنْجِيلِ وَ اَلْقُرْآنِ، وَ مَنْ أَوْفىٰ بِعَهْدِهِ مِنَ الله فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ اَلَّذِي بٰايَعْتُمْ بِهِ وَ ذٰلِكَ هُوَ اَلْفَوْزُ اَلْعَظِيمُ). [٢]
در اين آيه در عين اشاره به بعد مقاتله و كشتن و كشته شدن در جهاد، از آن به عنوان معاملهاى با خدا و سببى از اسباب بشارت براى رسيدن به سعادت ابدى و جنت و رضوان الهى ياد نموده است كه با جنگ با اهداف مادى و براى توسعه طلبى، قدرتمدارى، ويرانى و خونريزى مغايرتى فراوان دارد.
مبحث دوم: عنوان جهاد دليل بر اصالت جنگ نيست
همان طور كه در مباحث گذشته گفته شد صلح اساس زندگى اجتماعى انسانهاست و اين اصل ريشه در فطرت انسان دارد و در ديدگاه اصولى و اساسى اسلام نيز اين اصل درباره روابط انسانها در زندگى اجتماعى رعايت گرديده و توصيههاى مكرر اسلام در زمينه روابط اجتماعى و سياسى بر پايه صلح و همكارى متقابل نيكوكارانه و مناسبات پرهيزكارانه در
[١] . نهج البلاغه، نامه ٥٣.
[٢] . توبه، آيه ١١١.