فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٤٤ - بخش دوم ماهيت جهاد و اقسام آن
«كسيكه از دنيا برود، در حالتى كه نجنگيده و خيالى هم براى شركت در جنگ نداشته است، چنين فردى در دلش بخشى از نفاق را داشته است».
سعيدبن مصيب بر اساس اين روايات استدلال مىنمايد كه جهاد واجب عينى است و لذا براى همه افراد واجب تعينى است و نمىتوان آن را كفايى تلقى كرد.
فقها در پاسخ به اين نظريه گفتهاند، كه آيه [١] ٢٣ از سوره بقره و آيه ٤١ از سوره توبه دلالت بركفايى بودن جهاد دارد. واضح است كه حكم الهى آن نيست كه همه مؤلفان بهطور كامل به يكباره بايد براى جنگيدن براه افتاده و امور روزمرّه و زندگانى اجتماعى در جامعه اسلامى را به فراموشى سپارند اين نكته در حديثى از اميرالمؤمنين (ع) هم تصريح شده كه: «در عين آنكه جهاد بر همه مؤمنين واجب است امّا اگر مسلمانان به قدر كافى آمادگى حضور در صحنههاى نبرد را يافتند، تكليفى بر بقيه نبوده و كفايت خواهد كرد».
در كتاب مستدرك١ آمده است كه اين امر (شركت همه مؤمنان در جهاد) اختصاص به زمان رسول اكرم (ص) دارد. زيرا اگر تعدادى در جهاد شركت نمىكردند، با توجه به كمبود نفرات مسلمان و ازدياد نيروهاى كفر، مشكلاتى به وجود مىآمد، از اين رو بر همه مؤمنان واجب بود در صحنههاى نبرد حاضر شوند.
مبحث پنجم: شرايط وجوب جهاد
جهاد با چه كسانى واجب است؟.
فقيه بزرگ، صاحب جواهر سه دسته را مورد توجه قراردادهاند.
١. آنهاييكه جهاد با آنان واجب است: گروهى از اينها شامل بغاة هستند. آنان افرادى هستند كه بر عليه امام يا مسلمين خروج كردهاند. اين شورشيان مسلمان هستند با مهاجمين كافر تفاوت دارند. صاحب جواهر آنهاييكه كه از پرداخت زكات خوددارى نمايند را نيز جزء بغاة مىدانند، البته اين گروه اگر اصل زكات را قبول نداشته باشند، مرتد هستند، ولى اگر زكات را قبول داشته ولى از پرداخت آن خوددارى نمايند، باغى به حساب مىآيند نه مرتدّ و
[١] . وسائل الشيعه، كتاب جهاد، ج ٩ ص ٤٨، حديث اول، چ اسلاميه.