فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٧٦ - بخش اول كليات
«به كسانى كه به خدا ايمان نياوردهاند ناسزا نگوييد كه آنها هم ندانسته به خدا ناسزا گويند.»
ناسزاگويى مظهر كينه ورزى قلبى و عداوت عملى است و نفى آن به منزله نفى كينهتوزى قلبى و عملى است.
ب -
(وَ لاٰ يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلىٰ أَلاّٰ تَعْدِلُوا اِعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوىٰ).١
رفتار ناهنجار ديگران شما را بر آن ندارد كه از جاده عدالت خارج شويد همواره عدالت پيشه باشيد كه به تقوا نزديكتر است، بيشك با كينهتوزى چه در قلب و چه در عمل نمىتوان عدالت را پايبند بود و اين دو هرگز جمعشان نشايد.
ج -
(لاٰ يَنْهٰاكُمُ الله عَنِ اَلَّذِينَ لَمْ يُقٰاتِلُوكُمْ فِي اَلدِّينِ وَ لَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيٰارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ الله يُحِبُّ اَلْمُقْسِطِينَ). [٢]
«خداوند شما را از اينكه با كسانى كه به جان و سرزمينشان قصد سويى ندارند به نيكى و عدالت رفتار كنيد باز نمىدارد خداوند عدالتپيشگان را دوست مىدارد.»
در اين آيه نه تنها كينهتوزى نفى شده، احسان و نيكى به بيگانگان در دين توصيه نيز شده است، اما تفسير سوم و چهارم از برائت نسبت به بيگانگان در دين كاملاً منطقى و قابل قبول است همانطور كه در تفسير صحيح نفى تولّى قبلاً گفته شد، برائت به اين دو معنىبرخواسته از حفظ هويت اسلامى و نفى هويت ضد اسلامى است و اين حالت هرگز جنبه احساسى ندارد بلكه صرفاً يك حالت فكرى و اعتقادى است كه در مسائل غير مذهبى و عادى نيز صادق است.
هنگامى كه انسان به مفيد بودن دارويى و مضرّ بودن غذايى نسبت به بيمارى كه دارد باور داشته باشد نسبت به اولى حالت مثبت و نسبت به دومى حالت منفى خواهد داشت، از سوى ديگر تبرّى فكرى به معنى تعصّب و مستلزم عكسالعملهاى متعصبانه نيست. زيرا قرآن به استماع هرگونه سخن، عقيده و انتخاب احسن تأكيد مىكند. [٣] (يَسْتَمِعُونَ اَلْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ).
«و اين خود يك برخورد منطقى است نه متعصبانه.»
در پايان اين بحث لازمست به اين نكته اشاره شود كه عليرغم تفسيرى كه از تبرّى در قالب يك حالت فكرى و عقلائى ارائه شد، در برخى از متون اسلامى تبرّى به صورت يك حالت احساسى منفى توأم با نفرت ترسيم شده و شايد برخى از آيات نيز اشعارى به اين معنى
[١] . مائده، آيه ٨.
[٢] . ممتحنه، آيه ٨.
[٣] . زمر، آيه ١٨.