فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٧٩
الى عشية، كظهر الحنية، عجز المقوم، و أعضل المقوم»
. [١]«شما را براى جهاد دعوت نمودم كه هرچه زودتر آماده شويد و حركت كنيد و چنين نكرديد. به گوشتان خواندم و نشنيده گرفتيد. پنهانى و آشكار شما را فرا خواندم، پاسخم نداديد. خير خواهى نمودم و پندتان دادم نپذيرفتيد. مگر شما شاهد نبوديد، پس چرا چون اربابان واپس مىزنيد؟ با مواعظ رسا موعظهتان مىكنم و از آن پراكنده مىشويد. شما را بر جهاد ستمپيشگان برمىانگيزم ولى هنوز به پايان سخن نرسيده مىبينم كه چون ياران سبا از هم پراكنده شده و به همان نشستگاهتان بازمىگرديد و از مواعظى كه شنيدهايد همديگر را به غفلت و نيرنگ وا مىداريد. صبحگاهان شما را به راه مىآورم و در راه مستقيم روى پايتان وا مىدارم و شبانگاه مانند كمان خميده باز مىگرديد. هركس كه خواست شما را راست و درست كند ناتوان شد و شما نيز از قبول آن باز مانديد».
دنباله خطبه پيش، انتقاد دردآلودى است كه امام از واپسگرايى مردم در امر جهاد و فرمانبردارى از فرمانده و امامشان ابراز مىدارد.
تعبيرات و واژههاى مناسبى كه در متون اسلامى در زمينه مسائل جنگى به كار رفته مانند كلمات: جهاد، قتال در راه خدا، جهاد اصغر در برابر جهاد اكبر، مواطن صبر، شهادت و امثال آنها نشانگر تأكيدى است كه اسلام در تغيير محتواى جنگ و بيرون آوردن آن از معنى خونريزى و درندهخويى حيوانى و ارائه چهره جديد پيكار رهايى بخش و آماده كردن زمينه رشد استعدادها در مسير بلامانع تكامل انسانها مىباشد. مىبينيم كه در اينجا امام در بسيج مردم براى مبارزه مسلحانه با تجاوزگران همان تعبير و واژهاى را به كار مىبرد كه قرآن در بسيج مردم براى تحصيل علم و آگاهى از آن استفاده كرده است:
(فَلَوْ لاٰ نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طٰائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي اَلدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذٰا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ). [٢]
«چرا از هر قومى، گروهى كوچ نمىكنيد تا در دين فقيه و آگاه شونده و پس از بازگشت به سوى قومشان آنها را بيم دهند، شايد آنان از زشتيها دورى جويند».
رسالت آگاهى دادن به مردم با گفتن تمام نمىشود. بايد آگاهيهاى لازم را به گوش مردم رسانيد و زمينه را آنچنان آماده كرد كه سخن آگاهى بخش را بشنوند و جذب روحشان گردد.
[١] . نهج البلاغه، خ ٩٧.
[٢] . توبه، آيه ١٢٢.