فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٣٨
برخى از روايات به علماى دين مرابط اطلاق شده است. [١] و در گفتگويى بين امام باقر (ع) و ابو عبدالله جعفى، امام از وى سؤال مىكند، به نظر شما رباط تا چند روز است و وى پاسخ مىدهد اعتقاد ما آن است كه مرابطه تا چهل روز مىباشد. امام در نهايت مىفرمايد:
«الرباط عندنا الدهر» [٢]
يعنى مرزبانى از اسلام هرگز پايانى ندارد و ما همواره در تمام عمر در حال مراقبت از ثغور دين هستيم. در بخشى از روايات، مرابطه به معنى انتظار فرج ظهور دولت حق آمده كه خود، نوع ديگرى از توسعه مفهوم مرابطه را مىرساند. [٣]
مرابطه در اسلام از عبادات مهم و ارزشمند به شمار آمده، بهطورى كه يك شب مرابطه بر صيام و قيام ماه رمضان برترى دارد [٤] و مرزبانى از ثغور اسلام موجب مىگردد كه عمل شخص مرابط، با مرگ مختومه نگردد و پس از مرگ نيز تا قيامت بر اعمال وى افزوده شود [٥] و چشمى كه براى مراقبت از مرزها بيدار بماند هرگز به خاطر اعمالش در قيامت گريان نمىشود. [٦] و مفسران در تفسير آيه شريفه: (ي¤ [٨] ;ا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا اِصْبِرُوا وَ صٰابِرُوا وَ رٰابِطُوا...) [٧] به اهميت مرابطه و همرديف بودن آن با جهاد اشاره نمودهاند.
گرچه جمعى از فقها نيز مرابطه را در شرايطى كه ترك آن موجب ترس و يا ضرر مسلمين گردد، واجب كفايى شمردهاند.٨
مرابطه از آن دسته احكام اسلامى است كه در هر شرايط انجام مىگيرد، حتى اگر دولت حاكم، مشروعيت نداشته و همكارى با آن ممنوع و مبارزه با آن واجب باشد مانند: جهاد دفاعى كه مشروعيت و وجوب آن بستگى به مشروعيت دولت حاكم بر سر زمين اسلام ندارد. [٩]
لكن شيخ طوسى و جمعى از فقها [١٠] نذر به مرابطه را واجب الوفا ندانسته و به استناد برخى روايات [١١] گفتهاند: وجوه نذر در امور خيريه هزينه مىگردد و اين به معنى آن است كه
[١] . امام حسن عسكرى (ع) فرمود: علماء شيعتنا مرابطون فى الثغر فمن انتصب لذلك من شيعتنا كان افضلممن جاهد الروم لانه يدفع عن اديان محببينا. الاحتجاج، ج ٢ ص ١٥٥.
[٢] . وسائل الشيعه، ج ١١ ص ١٠٧.
[٣] . رك: بحار الانوار، ج ١٣ ص ١٣٦، چ سنگى (كمپانى).
[٤] . كنز العمال، ج ٢ ص ٢٥٣.
[٥] . همان، ص ٢٥٧.
[٦] . تيسير الوصول، ج ١ ص ٢٢٣ و ابن قدامه، المغنى، ج ٩ ص ١٧٠ چ ٣.
[٧] . آل عمران، آيه ٢٠٠.
[٨] . جواهر الكلام، ج ٢١ ص ٣٨.
[٩] . رك: وسائل الشيعه، ج ١١ ص ١٧-١٨.
[١٠] . جواهر الكلام، ج ٢١ ص ٤٤.
[١١] . كتب رجل من بنى هاشم لى ابىجعفر الثانى (ع): انى كنت نذرت نذرا منذ سنين ان اخرج الى ساحل منسواحل البحر الى ناحيتنا مما يرابط فيه المطوعه... فكتب (ع) ان كان سمع منك نذرك احد من المخالفين فالوفاء به ان كنت تخاف شنعته و الا فاصرف ما نويت من ذالك فى ابواب الخير. وسائل الشيعه، ج ١١ ص ٢١ چ اسلاميه.
بسيارى از فقها و از آن جمله صاحب جواهر از اين روايت اعراض نموده و مضمون آن را مخدوش شمردهاند. زيرا اگر نذر سؤال كننده باطل باشد چه لزومى دارد نذر خود را در امور خيريه مصرف نمايد؟