فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣١٥
باشند.
ج -
منوط كردن امتثال دستور امام به چيزى كه مىدانند عملى نيست تا بتوانند به اين بهانه شانه از زير بار جهاد خالى كنند.
هيچكدام از اين توجيهها نمىتواند تفسير منطقى بر پيشنهاد آنها مبنى بر شركت امام در انجام فريضه دفاع باشد.
٢. انسان مسؤول در انتخاب مسؤوليتها به انجام آن مسؤوليتى مىپردازد كه از ديگرى ساخته نيست و يا ديگرى براى انجام آن اقدام ننموده و در خور صلاحيت اوست. اما مراعات اولويتها ايجاب مىكند كه مسؤوليتها و وظايفى كه از هر كسى و يا از اشخاص و گروه معينى برآورده مىشود به آنها محول گردد.
٣. مسؤوليت اين نيست كه انسان انجام همه كارها و مشاغل و وظايف را به خود اختصاص دهد و در انحصار خويش گيرد. بلكه تقسيم مسؤوليتها بر اساس صلاحيتها، خود از مسؤوليتهاى رهبرى است. مگر آن گونه اختيارات و مسؤوليتهايى كه جز از رهبر و امام، شايسته و برآورده نيست.
«ما تنتظرون بنصركم و الجهاد على حقكم؟ الموت أو الذل لكم؟ فو الله لئن جاء يومى - و ليأتينى - ليفرقن بينى و بينكم و أنا لصحبتكم قال، و بكم غير كثير. لله انتم! أما دين يجمعكم! و لا حمية تشحذكم! أوليس عجباً أن معاوية يدعو الجفاة الطغام فيتبعونه على غير معونة و لا عطاء، و أنا أدعوكم - و انتم تريكة الاسلام، و بقية الناس - الى المعونة أو طائفة من العطاء فتفرقون عنى و تختلفون على؟»
[١]«شما پايان پيروزى و جهاد در راه حقتان، چه انتظارى داريد؟
انتظار مرگ يا خارى؟ سوگند به خدا اگر روز مرگ من برسد - كه خواهد رسيد - ميان من و شما جدايى خواهد افكند، در حالى كه من نسبت به مصاحبت با شما خشمگين و متنفرم و از شما عزت و فزونى نيافتهام. شما را به خدا آيا دينى نداريد كه شما را وحدت ببخشد و غيرت و تعصبى نداريد كه شما را به قاطعيت وادارد؟ آيا شگفتآور نيست كه معاويه تجاوزكاران فرومايه را فراخواند كه او را بدون جيره و مواجب پيروى مىكنند؟ و من شما را كه باقيمانده اسلام و وارث گذشتگان هستيد دعوت مىكنم كه كمك دريافت كنيد و مواجب
[١] . نهج البلاغه، خ ١٨٠.