فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٥٠ - بخش اول كليات
قلمرو حيات ملى و امت و نيز در محدوده بينالمللى و در سطح وسيعتر و فراگير تئورى جامعه واحد بشرى استوار گرديده است. [١]
آيه صريح:
(يٰا أَيُّهَا اَلنّٰاسُ إِنّٰا خَلَقْنٰاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثىٰ وَ جَعَلْنٰاكُمْ شُعُوباً وَ قَبٰائِلَ لِتَعٰارَفُوا، إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ الله أَتْقٰاكُمْ، إِنَّ الله عَلِيمٌ خَبِيرٌ). [٢]
«اى آدميان ما شما را از مرد و زن آفريديم و بر دستهها و طوايف گوناگون قرار داديم تا با يكديگر آشنائى بههم زنيد، و بدانيد كه در اين ميان پرهيزگارترين شما نزد خداوند گرامىترين كس است، و خداوند بر همه چيز آگاه است».
بهطور غيرمستقيم مبين اين اصل پايدار، قانون فطرت و اسلام مىباشد كه در آن ضمن اشاره به عامل اصلى وحدت فطرى انسانها عمدهترين عامل جنگ و ستيز كه همانا تفوق طلبى و تبعيض است مردود شمرده شده است.
در اين آيه مشابه، اسلام سمتگيرى انسانها را با وجود تفاوتهاى شكلى و ظاهرى انسانها كه لازمه تعدد و معارفه است به سوى رشد و شكوفايى مناسبات صلحآميز ميان گروههاى متفاوت و گوناگون ترسيم مىكند و هشدار مىدهد؛ مبادا اختلافات صورى گروههاى انسانى آنها را از حالت صلح دور كند و به ستيز و جنگ وا دارد. توجه به اين نكته كه اين آيه مدنى است و مربوط به دوران اجازه دفاع مشروع و مشروعيت جهاد است مىتواند در بيان اين اصل كه صلح خط مشى اصلى مناسبات بشرى در ديدگاه اسلام است جالب توجه باشد.
به عبارت ديگر اين آيه پس از برپايى جامعه سياسى اسلام و شكلگيرى دولت اسلام نازل شده است، از اين رو مضمون قانونى اين آيه كريمه كه تعيين كننده اصل روابط انسانى در درون يك جامعه يا در سطح بينالمللى است يكى مضامين ابدى قانونگذارى اسلام است و بر بام جامعه اسلامى حاكم است. اين اصل به رابطه ميان جامعه اسلامى با جامعه غيراسلامى نيز قابل تعميم است. زيرا جامعه غيراسلامى را به رعايت اصل صلح و همزيستى مسالمتآميز و احترام به آزادى انديشه ملزم مىسازد، و به اسلام اجازه مىدهد كه در ميان مردم بدون آن كه با فشار فكرى يا جسمى مواجه باشد آزادانه عرض اندام كند و بر جهانبينى
[١] . رك: محمد مهدى شمس الدين، جنگ و صلح در نهج البلاغه، تهران، بنياد نهجالبلاغه.
[٢] . حجرات، آيه ١٣.