فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٦٦ - بخش اول كليات
كه فرمانش اطاعت نمىشود رأى و نظر نافذى نمىتواند داشته باشد».
يكى از موارد جوسازى دشمن بر عليه شخصيتهاى با فضيلت اين است كه وقتى فضايل روشن آنها را نتوانستند انكار كنند، با پوشش و عنوانى زشت و ناپسند فضيلتها را مىپوشانند و از ديدها پنهان مىدارند. به امام (ع) مىگفتند: «شجاع است ولى دانش جنگ ندارد». عنوان فريبنده دانش و تخصص جنگى جلوه فريبندهاى دارد و با چنين جوّى كه امام (ع) فاقد دانش و تخصص جنگى است، مسأله شجاعت غير قابل انكار امام نيز در جريان جنگ سرد خود به خود لوث مىگرديد.
اما امام (ع) در پاسخ، همان سخن دور از واقعيت دشمنان را به خودشان باز مىگرداند كه با توجه به تجربيات بيشتر، ممتد و پرسابقه امام، آنها نمونه بهترى براى ادعاى خود ندارند و كسىكه فاقد علم است، صلاحيت تشخيص و قضاوت در مورد داناتر را ندارد. بهعلاوه چه دليلى بهتر از اين تجربيات و سابقه درخشان براى اثبات تخصص و دانش مىتوان يافت؟
امام (ع) نارساييها، ناكاميها و احياناً شكستها را معلول روشهاى جنگى خود نمىداند زيرا تنها از نقطه نظر تجربه، سالهاى متمادى با نقشههاى جنگى سرو كار داشته است بلكه علت اساسى را در رابطه امت با امامش مىبيند كه داشتن بصيرترين و داناترين و پرتجربهترين رهبر براى پيروزيها و تكامل جامعه كافى نيست، مگر آنكه امت نيز به مسؤوليتها و وظايفش آشنا و عامل باشد كه از آن جمله اطاعت از مركزيت و رهبرى و فرماندهى است. ولى وقتى اطاعت نيست عالىترين رأى و ديدگاه هم سودى نخواهد بخشيد.
٦. مرگ سرفراز، به از زندگى ننگين است:
اين بعد برجسته جهاد را در كلام امام (ع) چنين مىيابيم:
«قد استطعموكم القتال فاقروا على مذلة و تأخير محلة او رووّا السيوف من الدماء ترووا من الماء. فالموت فى حياتكم مقهورين. و الحياة فى موتكم قاهرين. الا و ان معاوية قادلمة من الغواة و عمس عليهم الخبر حتى جعلوا نحورهم اغراض المنية»
. [١][١] . نهجالبلاغه، خ ٥١.
اين سخن را امام (ع) هنگامى به يارانش فرمود كه معاويه با استفاده از يك فرصت اتفاقى در صفين، بر آبراه فرات دست يازيده و از نزديك شدن ياران امام (ع) به آن جلوگيرى نمودند. نخست امام (ع) بوسيله صعصعة بن صوحان كه از ياران نزديك امام (ع) بود به معاويه پيام داد كه من دوست ندارم پيش از قطع همه بهانهها با شما بجنگم، نظر ما اينست كه نخست دعوت كنيم و حقايق را روشن كنيم. آب را به روى مردم نبند.
معاويه كه اين پيام را موضع ضعف تلقى مىكرد، بر اين عمل غير انسانى خود پافشارى نمود و امام (ع) را بر آن داشت كه آن كند كه عمروعاص مشاور مخصوص معاويه ضمن هشدار به معاويه آن را پيشبينى كرده بود كه تصور نمىرود، تواى معاويه ارتشت از آب سيراب شوند و على و يارانش بر تشنگى تحمل كنند.
به دنبال سخن امام بخشى از سپاه امام (ع) حمله را براى آزاد كردن آب آغاز كرد و آب راه فرات در مدت كوتاهى آزاد شد. ولى به دستور امام (ع) از استفاده جبهه معاويه ممانعتى به عمل نيامد.