فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٢٤ - بخش اول كليات
عينى از كارآمدى و فلسفه سياست انعطاف پذيرى است.
در نظام گذشته بينالمللى كه ساختار دوقطبى حاكم بود، سياست انعطاف پذيرى موفقترين راه جلوگيرى از برخورد دو ابرقدرت بود. در صورتى كه سرسختى يك طرف، در بحران موشكى كوبا، جهان را تا سرحد نابودى پيش برد.
به نظر مىرسد بررسى دو جانبه مسأله در دو شرايط متفاوت «بحران» و «ثبات» چندان تفاوتى نداشته باشد. زيرا بافرض مسابقه تسليحاتى موجود نه بحرانها هميشگى هستند و نه ثبات قابل دوام مىباشد و اين دو مهره در سطح نقشه جهان به وسيله بازيگران سياست بينالمللى همواره در حال جا به جا شدن هستند.
در هر حال از منطق قرآن در زمينه سياست انعطافپذيرى همان را استفاده مىكنيم كه تحليلهاى مربوط به حوادث مهم بينالمللى و منطق عقل بازگو مىكند در بررسى سيره سياسى پيامبر اسلام (ص) و مطالعه موضعگيريهايى كه آن حضرت در برابر بحرانهايى چون محاصره سياسى مدينه، ايجاد جوّ بسته و غير قابل تحرك براى مدينه، متحد شدن قدرتهاى سياسى و نظامى حجاز بر عليه پيامبر (ص)، بسته ماندن مكه بر روى مسلمانها، تعرضات نظامى مكرر قريش، بىثباتى و نا امنى منطقه استراتژيكى حجاز، توطئههاى ترور، حتى در مورد شخص پيامبر اسلام (ص)، تنگناهاى اقتصادى مسلمانان در مدينه، و دهها موارد مشابه ديگر مىتواند ديدگاه اسلام را در زمينه سياست انعطاف پذيرى در زبان عمل روشن سازد.
حساسيت خط مشى انعطافپذيرى در هر دو بُعد سياست خارجى و روابط بينالملل و تأثيرى كه مىتواند اين اصل در كليت استراتژى اسلام در هر دو بُعد داشته باشد، ايجاب مىكند كه در پايان اين بحث بدون آنكه شيوه جزميت را در اين موضوع مهم به كار بگيريم با ذكر اين نكته كه خط مشى نهايى مىتواند در نظام امامت توسط امام مشخص گردد، بحث را بدون استنتاج جزئى اينگونه به پايان برسانيم كه در صورت مصلحت ملزمه و ضرورت عدول از احكام اوليه، تصميمگيرى نهايى بر عهده امام خواهد بود.
مبحث هفتم: مقابله بهمثل
تأكيد بر مشروعيت اصل مقابله بهمثل در آيه (فَمَنِ اِعْتَدىٰ عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اِعْتَدىٰ