فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٢٢ - بخش اول كليات
جانبه نيز به نوبه خود در شكستن بن بست بحرانها حايز اهميت بسيار است، لكن نكته مهم اين است كه اين دو نوع خط مشى را بايد به صورت مطلق نگريست و يكى از آن دو را به عنوان استراتژى در عمل به كار گرفت و يا در هر مورد به تناسب ارزيابى از شرايط و اوضاع يكى از آن دو را انتخاب نمود و به صورت مشروط عمل كرد. چنانكه در سياست خارجى امريكا در زمان رياست جمهورى آيزنهاور در مورد هند و چين سياست پاسخ انعطافپذير اتخاذ گرديد ولى در دوران رياست جمهورى جانسون، استراتژى مقاومت و تلافى همه جانبه به كار گرفته شد.
با توجه به مفاد مطلق و غير مشروط آيه: (وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهٰا وَ تَوَكَّلْ عَلَى الله)١ چنين استنباط مىشود كه سياست انعطاف پذيرى چه در چارچوب سياست خارجى دارالاسلام و چه به عنوان يك استراتژى در روابط بينالملل به صورت يك خط مشى مطلق ارائه گرديده است. بويژه با توجه به (وَ تَوَكَّلْ عَلَى الله) مىتوان نفى هر نوع قيد وشرط را در انعطاف متقابل از مفاد آيه استنباط نمود.
دقت در آيه بعدى كه صريحاً احتمال نيرنگ و مشكوك بودن موضع انعطاف طرف ديگر را بيان مىكند و اشاره به موضع ايدئولوژى مسلمانان كه نيروى لايزال خدا را در هرحال و شرايطى كافى براى حل مشكلات و بحرانها مىدانند و نيز تأكيد بر اين كه در صورت انعطاف پذيرى وعده نصرت از جانب خدا بايد مؤمنان را دلگرم نمايد [٢] (وَ إِنْ يُرِيدُوا أَنْ يَخْدَعُوكَ فَإِنَّ) (حَسْبَكَ الله هُوَ اَلَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَ بِالْمُؤْمِنِينَ) همه و همه بيانگر مطلق بودن موضع انعطافپذيرى در رابطه با درخواست هر نوع صلح از طرف كشورهاى ديگر مىباشد.
به نظر مىرسد اتخاذ سياست انعطافپذيرى در روابط خارجى مستلزم روبرو شدن با مشكلات و خطرات بسيارى است كه در واقع به معنى پرداخت بهاى سنگين براى رسيدن به صلح تلقى مىگردد.
اما اگر اين نكته را در نظر بگيريم كه اسلام اين اصول و الگوها را در يك مجموعه بههم پيوسته مطرح مىكند و همواره بايد هركدام از سياستها در كنار و همراه ساير خط مشيها مورد مطالعه قرار گيرد، مىتوانيم از شگفتى حاصل از تحليل پىآمدهاى سياست انعطافپذيرى بكاهيم. زيرا اسلام اين اصل را در كنار اصل توسعه آمادگى رزمى تا سر حد
[١] . انفال، آيه ٦١.
[٢] . همان، آيه ٦٢.