فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢١٢ - بخش دوم ماهيت جهاد و اقسام آن
نيّت و انگيزهاى كه در تحقق عبادات اسلامى معتبر مىباشد مىتواند به صورت قصد تقرب به خدا و يا صرفاً به جهت امتثال و فرمانبردارى خدا در انجام وظايف شرعى باشد.
گرچه در تعاريف متون فقهى درباره جهاد تصريحى به اين نكته ديده نمىشود و در اين تعاريف به نيت دفع دشمن و يا يارىدادن به اسلام و اقامه شعائر دين اكتفا شده است [١] لكن انگيزههايى از امتثال اوامر الهى در اين زمينهها نيست.
در هر حال اقدام به جنگ و نبرد مسلحانه با دشمن به قصد دستيابى به غنايم و يا رسيدن به اقتدار سياسى يا نظامى و نظاير آن از اهداف مادى نمىتواند مصداق جهاد باشد.
در جهاد دفاعى هنگامى كه ميهن اسلامى توسط نيروهاى مسلح دشمن اشغال مىشود و بر زن و مرد و هر كسى كه به نحوى توان جنگ و پشتيبانى نيروهاى رزمنده را دارند شركت در جهاد دفاعى واجب مىگردد خواه ناخواه اين نوع جهاد از حالت واجب تعبدى [٢] به واجب توسلى تغيير مىيابد و قصد و انگيزه به عنوان عنصر معنوى جهاد اعتبار خود را از دست مىدهد.
لكن چنين رزمندهاى كه فاقد انگيزه و نيت جهاد در راه خدا مىباشد از آثار معنوى جهاد بهرهمند نخواهد شد و در برخى از روايات به كسانى كه به نيت دستيابى به مركب در جبهه جهاد شركت كرده بودند؛ شهيد الحمار اطلاق شده است.
بههرحال در مفهوم و تعريف جهاد، انگيزهاى الهى به عنوان عنصر معنوى مؤثر لحاظ گرديده است ولى در مورد طرف مقابل درگير در جهاد هر نوع انگيزه مىتواند ملحوط گردد و دشمن با هر نيت و هدفى كه باشد جهاد درباره آن صدق خواهد نمود.
از ديدگاه حقوق بين الملل نيز تعريف جنگ در راه اراده عاملان آن يا حداقل در اراده يكى از طرفها در توسل به خصومت يا انگيزه و محرك جنگ خلاصه مىشود و به همين لحاظ است كه از الزامات آن اعلان جنگ مىباشد كه در كنوانسيون چهارم «٢١» مورخ ١٨ اكتبر ١٩٠٧ م رسماً بيان شده است.
شارل روسو مىگويد: بنابراين اصل آنجا كه اراده فوق وجود نداشته باشد تنها مىتوان از
[١] . همان دو مأخذ قبلى.
[٢] . واجب تعبدى به آن دسته از وظايف شرعى گفته مىشود كه در صحت انجام آن قصد قربت معتبرمىباشد و بدون قصد قربت تحقق نمىيابد ولى واجبات توسلى عبارت از وظايفى است كه در هر حال بايد انجام بگيرد، هرچند كه بدون نيت، تقرب و امتثال امر الهى باشد.