فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٧٢ - بخش اول كليات
مهمترين آنها خودباختگى، عدم اعتماد به نفس، بىهويتى، اميدوارى بىحد به غرب، در انتظار حل مشكلات توسط غرب نشستن، وابستگى پذيرفتن سيادت نسبت به سلطه غرب، از دست دادن ابتكار عمل، سرسپردگى، دلگرمى و پشتگرمى به غرب است كه همه اين عوامل از تفسير نادرست اصل اسلامى انساندوستى و صلحجويى و روابط باز سياسى در عرصه بينالمللى و دامنگير جهان اسلام گرديده است. اصولى كه تحت عناوين: نفى تولّى، تبرّى، نفى ركون و نفى سبيل، آمادگى رزمى، مقابله بهمثل در مباحث اين فصل مورد بحث قرار خواهد گرفت تبيين دقيقى است بر سياست كلى اصالت صلح در برخورد جهان اسلام با دنياى غير مسلمان به نحوى كه در عمل پيامدها و انحرافهايى را كه از اهم آنها نام برده شد به دنبال نداشته باشد.
مبحث اول: نفى تولى
ترديدى نيست كه در آيات متعدد قرآن، مسلمانان از دوستى با دشمنان خدا و اسلام منع شدهاند [١] (يٰا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا لاٰ تَتَّخِذُوا اَلْيَهُودَ وَ اَلنَّصٰارىٰ أَوْلِيٰاءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيٰاءُ بَعْضٍ). حتى در آيه:
(وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ). [٢] بهطور تهديدآميزى كسانى كه دشمنان خدا و پيامبر اسلام (ص) را دوست مىدارند از جمله دشمنان به شمار آمدهاند.
آن چه در اين مورد قابل بحث است اين است كه تفسير صحيح و دقيق «تولى» چيست؟ آيا منظور از آن به رسميت نشناختن هويت انسانى غير مسلمانان است؟ يا نفى آميختگى در زندگى اجتماعى بهطورى كه منجر به تهى شدن از هويت اسلامى و ذوب شدن در فرهنگ بيگانه شود و يا تأكيد بر حفظ هويت اسلامى و پايبندى به اختلافها و تمايزهاى اصولى كه آنها را از بيگانگان جدا مىسازد.
تفسير اول هرگز با مفاهيم اصولى قرآن سازگار نيست. زيرا قرآن هويت انسانى همه را پذيراست و به همين دليل همه انسانها را با هر عقيده و شيوه زندگى و نژاد، بنىآدم مىنامد [٣] (يٰا بَنِي إِسْرٰائِيلَ اُذْكُرُوا نِعْمَتِيَ اَلَّتِي). و با آنها با عنوان (يٰا أَيُّهَا النَّاسُ) سخن مىگويد٤(يٰا أَيُّهَا
[١] . مائده، آيه ٥١.
[٢] . همان.
[٣] . بقره، آيه ٤٠.
[٤] . حجرات، آيه ١٣.