فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٧٩
بود كه بنا بر تعاليم رسمى كليسا «رهبانيت و تسليم» تعيين كننده راه و رسم ديندارى معرفى مىشد و اروپا با پشتسر گذاردن آن و روآوردن به تلاش و مبارزه پايههاى تمدن خويش را بپا كرد و خط مشى ديندارى در اسلام جهاد بود كه مسلمانان از روزى كه به آن پشت كردند روزگار تباهى و ظلمتشان آغاز گرديد.
طنطاوى مفسر معروف مصرى در كتاب تفسيرش، اعراض از ديندارى را به عنوان عامل مشترك پايان و آغاز انحطاط غرب و مسلمانان ياد مىكند ولى در حقيقت نه اروپاييان و نه مسلمانان، هيچكدام از دين به معنى عام آن اعراض ننمودند و جوامع غربى و اسلامى همواره مظاهر شعاير دينى را در طول اين تاريخ پر از فراز و نشيب هر كدام بهگونه خاص حفظ نمودند.
آنچه كه غربيان و مسلمانان در يك مقطع تاريخى از آن بيگانه شدند و همين بيگانگى موجب از دست دادن هويت قبلى و آغاز مرحله نوين گرديد. اعراض از استراتژى ديندارى بود. در آيين كليسا ديندارى بر اصولى استوار بود كه سرلوحه آن تسليم در برابر وضع موجود بود كه اروپاييان بهجاى آن تلاش و مبارزه را از مسلمانان آموختند و دوران سيهروزى را پشتسر گذاردند و با اعراض از روش سنتى ديندارى، سپيدهدم تمدنشان در افق تاريخ جهان طلوع نمود و مسلمانان نيز كه با روش جهادى ديندارى، بنيان تمدنى بزرگ را برپا كرده بودند با بيگانه شدن از اين روش قرآنى ديندارى يعنى جهاد و گرايش به روشهاى خشك و بىروح ظواهر ديندارى، راه سقوطشان هموار و شب ديجورشان آغاز گرديد.
مبحث چهارم: خودكفايى
اگر براى خصومت و خشونتهاى كينهتوزانه بتوان ثمره شيرينى تصور كرد همان بارورى استعدادهاى فردى، گروهى و ملى كسانى است كه تحت فشارهاى سنگين خصومتها و اعمال خشونتبار دشمن، ناگزير به اتكا به توانمنديهاى خويش هستند.
اين قاعده اجتماعى اگر در قالب يك تئورى نظرى قابل ترديد تلقى شود، بىشك در عمل و تاريخ بارها حقانيتش به اثبات رسيده است.