فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٦ - بخش اول كليات
جنگى كه هدف نهايى آن تخريب روحيه و انهدام نيروى مقاومت خصم بود. [١]
جهان در چندين دهه شاهد اين حالت از دو طرف متخاصم امريكا و شوروى سابق بود و همين جنگ سرد بود كه سرانجام به فروپاشى شوروى انجاميد و امريكا، نتيجهاى را كه از جنگ واقعى نمىتوانست كسب نمايد آن را از طريق جنگ سرد بهدست آورد؛ درحقيقت جنگ سرد نوعى جنگ روانى است كه به جاى ضربه زدن به تنها به روان خصم ضربه وارد مىشود و بجاى از پا درآوردن نيروى جسمانى روحيه مقاومت روانى طرف نابود مىگردد.
ارائه چنين تصويرى از تحقق عينى استراتژى جهاد در سياست خارجى دارالاسلام به عنوان جنگ سرد يا جنگ روانى گرچه با مقولههايى چون اصل تبرّى از دشمن و اصل عدم ركون به دشمن كه در آيات قرآن بهطور مكرر بر آنها تأكيد شده سازگار است ولى از اين نقطهنظر جاى مناقشه دارد كه ابزار و شيوههاى مورد استفاده در جنگ سرد معمولاً به گونهاى است كه با مقاصد اسلام بويژه در زمينهاستراتژى دعوت ناسازگار مىباشد.
ابزار و شيوههاى جنگ سرد همانطور كه در نيمقرن اخير در روابط امريكا و شوروى سابق رخ داد همواره با نيرنگ، تقلب، دروغ ونفاق همراه مىباشد كه استفاده از آنها در جنگ سرد بر عليه دشمن كليه شيوههاى منطقى دعوت را خنثى و بىثمر خواهد كرد و بىنتيجهماندن دعوت در حقيقت به معنى ناكام ماندن اسلام در استراتژى نهايى خود در سياست جهانى محسوب مىگردد. اگر اصل مشروع نبودن جهاد بدون دعوت را بپذيريم و اصل اعتماد و اعتقاد به صداقت را ركن اصلى دعوت بدانيم جاى ترديد باقى نمىماند كه دارالاسلام در هر حال بايد خط مشى كلى خود را در سياست خارجى به نحوى ترسيم نمايد كه هيچگاه دنيا در صداقت و انساندوستى اسلام ترديدى به خود راه ندهد و موضوع اصولى دارالاسلام در مورد مسائل جهانى خدشهناپذير باشد.
پرواضح است كه حفظ چنين خط مشى اصولى با شرايط جنگ سرد امكانپذير نبوده و از دارالاسلام و ايدئولوژى اسلام ترسيم نادرستى در اذهان عمومى جهان به وجود خواهد آورد؛ در جايى كه اسلام به استفاده از شيوه جدل براى دعوت، به بهرهگيرى از نيكوترين و مقبولترين شيوه جدل توصيه مىكند [٢] كه از همه آمادگيهاى بالفعل و بالقوه طرف مقابل براى پذيرش اسلام استفاده نمايد، چگونه ممكن است در سياستگذارى خارجى دارالاسلام
[١] . رك: ابوالحسن سعادتمند، جنگ سرد، ص ١٣.
[٢] . عنكبوت، آيه ٤٦.