فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٢١
«آيا با گروهى كه پيمانشان را شكستهاند نمىجنگيد؟ اينان همانهايى هستند كه بر خلاف تعهدى كه كرده بودند به اخراج پيامبر همت گماردند. اين آنهايند كه جنگ را آغاز كردهاند. آيا از آنها مىترسيد؟ خود شايستهتر است كه از سزايى كه مىدهد بترسيد و اگر شما مؤمن هستيد.
٥. سران و سردمداران تجاوز به حريم آزادى تفكر انسانى و همكاران شيطان:
(فَقٰاتِلُوا أَوْلِيٰاءَ اَلشَّيْطٰانِ إِنَّ كَيْدَ اَلشَّيْطٰانِ كٰانَ ضَعِيفاً).١
«پس با دوستان شيطان نبرد كنيد كه مگر شيطان ضعيف است».
٦. پيشوايان كفر و استكبار و قدرتهاى سلطه جو و ابرقدرتها كه جز به ظلم و فساد و منافع خود نمىانديشند و به هيچ پيمانى و تعهدى احترام نمىگذارند و بدان پايبند نيستند:
(فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِإِنَّهُمْ لَا أَيْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَنْتَهُونَ).
و با پيشوايان و رهبران كفر مبارزه كنيد، زيرا كه ديگر پيمانى براى آنها نيست، كه آنها از اعطلشان دست بردارند».
قرآن در اين پيكار ابراز خوشبختى مىكند كه هرگاه نيروهاى مؤمن، صادقانه بر عليه اينان به جنگ تدافعى دست بزنند، آنها را مجبور خواهند كرد كه از سلطهجويى و خودكامگى و زير پا گذاشتن تعهدهاى خود پايمال كردن حقوق انسانها و سوء استفاده از نيروها و امكانات مردمى در مسير اهداف شوم خود دست بردارند.
٧. مدعيان پيروى از كتابهاى آسمانى (يهوديان، مسيحيان، زردتشتيان) كه نه حاضر به تسليم در برابر منطبق و عقلند و نه حدود و قانون خدا را مراعات مىكنند و عليرغم ادعايشان خدا و دين حق را گردن نمىنهند و زندگى و هميزيستى توأم با تفاهم با مسلمين را هم رد مىكنند، متجاوزاتى هستند كه اسلام در برابر آنها به جنگ تدافعى متوسل مىشود تا حداقل پيمانهاى دو جانبه شرافتمندانهاى را بپذيرند:
(قٰاتِلُوا اَلَّذِينَ لاٰ يُؤْمِنُونَ بِالله وَ لاٰ بِالْيَوْمِ اَلْآخِرِ وَ لاٰ يُحَرِّمُونَ مٰا حَرَّمَ الله وَ رَسُولُهُ وَ لاٰ يَدِينُونَ دِينَ اَلْحَقِّ مِنَ اَلَّذِينَ أُوتُوا اَلْكِتٰابَ حَتّٰى يُعْطُوا اَلْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَ هُمْ صٰاغِرُونَ). [٢]
«بجنگيد با آنها كه نه به خداوند و نه به روز جزا ايمان مىآورند و نه حرمات و قوانين خدا و پيامبرش را محترم مىشمارند و نه دين حق را مىپذيرند، از آنها كه صاحبان كتاب
[١] . نساء، آيه ٧٦.
[٢] . توبه، آيه ٢٩.