فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٩٧
شادمانهتر به استقبال بشتابد.
٦. آنها كه نظر به تلخى و سختى مرگ سرخ شهادت دارند، آن را از مواطن صبر مىشمارند. ولى آنها كه شهادت را يك موفقيت و كامروايى مىدانند آن را از مواطن شكر دانسته و به استقبالش مىشتابند. رسول خدا كه على (ع) را به صبر در برابر شهادت فرا مىخواند، نظر به طبيعت حادثه شهادت دارد كه مرگى است سخت و عكس العمل اكثر مردم مؤمن در برابر آن بهصورت تحمل و شكيبايى است و پاسخ امام مبنى بر ديدگاه آن عده قليل از اولياء خداست كه خبر شهادت را يك مژده موفقيت و رسيدن به آرزو و تنعم تلقى مىكنند.
«فوالله لولا طمعى عند لقائى عدوى فى الشهادة، و توطينى نفسى على المنية، لا حببت ألا ألقى مع هؤلاء يوماً واحداً، و لا ألتقى بهم أبداً».
[١]«سوگند به خدا اگر به اميد آن نبودم كه بهنگام رودررويى دشمن به فيض شهادت برسم و اگر نبود كه خود را در اين برخوردها به مرگ آماده كرده بودم، دوست مىداشتم كه هرگز - ولو يك روز - با اين مردم مواجه نشوم و براى هميشه از ملاقات آنان چشم بپوشم».
اين سخن بخشى از نامهايست كه امام به عبدالله ابن عباس نوشته و خبر ناگوار اشغال مصر توسط مزدوران معاويه و نيز فاجعه شهادت محمد بن ابى بكر را به اطلاع وى كه در آن زمان فرماندار امام در بصره بود رسانيده است.
اين نامه هشدارى بوده است كه امام به وسيله آن ابن عباس را در پاسدارى از دژ محكم بصره كه يكى از پايگاههاى عمده كشور اسلامى آن زمان (مصر، كوفه و بصره) بوده به كوشش و هشيارى بيشتر دعوت مىكند و او را از توطئههاى احتمالى به خاطر وجود انبوه ناراضيان در بصره آگاه مىسازد. امام در اين نامه ضمن بازگويى نكات بارز شخصيت محمد بن ابى بكر و ستايش وى، به غمى كه از فاجعه شهادت اين فرزند رشيد قلب پاكش را به درد آورده است اشاره مىكند و مىگويد: اگر او در صحنه جهاد كشته شده بود درد و غم سوگش كمتر بود.
تفسير و تحليل:
١. امام آرزوى شهادت را آن چنان والا و جذبه قوى حيات مىداند كه قبول مسؤوليتهاى ناشى از زندگى كردن با مردم را معلول اين اميد و آرزو مىشمارد و بدون چنين اميدى زندگى
[١] . نهجالبلاغه، نامه ٣٥.