فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٠٩
عمق علم پنهانى رسيده و در درون اسرار قرار گرفتهام كه اگر آنها را آشكار كنم، چون ريسمانى كه در چاهى عميق به اين سو و آن سو در اضطراب است، به تشويش خاطر و دگرگونى و لرزه مىافتيد».
اكثر شارحين نهج البلاغه اين كلام امام را در رابطه با جريان انحرافى پس از رحلت پيامبر اسلام (ص) دانستهاند كه منجر به خارج شدن خلافت از دست امام گرديد. امام در آن شرايط مىدانست كه اقدام براى گرفتن حق مسلمش خطرات فراوانى را براى اسلام به بار مىآورد.
اين خطرات عبارت بودند از: ايجاد جنگ در مدينه مركز اسلام، و ايجاد دو دستگى بين دو گروه از مسلمانان و در نهايت نابودى و از بين رفتن اسلام. به همين دليل حضرت از اين حق مسلم چشم پوشيد ولى اين سخنان و قضاوتهاى ابلهانه مردمى كه از دو طرف وى را مورد انتقاد قرار مىدادند حضرتش را مىآزرد. وقتى امام سخن از حقانيتش مىفرمود مىگفتند به زمامدارى حرص مىورزد و وقتى سكوت اختيار مىكرد مىگفتند از ترس است. در چنين شرايطى امام اين سخنان را فرمود.
تفسير و تحليل:
[١] . سخن و قضاوتهاى ناآگاهانه مردم هيچگاه نمىتواند معيار و مبناى عمل انسان متعهد باشد. همچنانكه امام صادق (ع) فرمود: «هيچگاه نمىتوان خشنودى مردم را بهدست آورد و زبانهايشان را بست» مگر نبود كه پيامبر را در پايان جنگ بدر متهم كردند كه از غنايم، چيزى براى خود برداشته است كه آيه آمد:
(مٰا كٰانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَغُلَّ وَ مَنْ يَغْلُلْ يَأْتِ بِمٰا غَلَّ يَوْمَ اَلْقِيٰامَةِ ثُمَّ تُوَفّٰى كُلُّ نَفْسٍ مٰا كَسَبَتْ وَ هُمْ لاٰ يُظْلَمُونَ).١
٢. امام تحمل كنارهگيرى از خلافت را هرگز ندارد. آيا اين علم همان آگاهى بر پىآمدهايى است كه مىفرمود:
«لولا مخافة بين المسلمين و ان يعود الكفر و يبور الدين لكنا غيرما كنا لهم عليه»
و يا آن اسرارى است كه همسران پيامبر بازگو كردهاند كه پيامبر چه ساعتهايى از شبهاى زياد و طولانى با على (ع) خلوت مىكرد و رازهاى فراوان بين آن دو رد و بدل مىشد.
يا علم مكنونى است كه در رابطه با آنچه كه فرمود شما از قضا و قدر مىترسيد و ما از بدا مىهراسيم.
[١] . آل عمران، آيه ١٦١.