فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٩٠
نمود. كسى كه در جبهههاى مبارزه پايدارى و درستى نشان داد هرچه بر عهده داشت انجام داد و كسى كه در برابر فاسقان (گنهكاران و قانون شكنان و تجاوزكاران) با نفرت و خشم مواجه شد و براى خدا خشم خويش ابراز نمود، خدا خشم خود را براى او به كار اندازد و روز قيامت خشنودش گرداند».
پاسخى است به يك سؤال و ترسيم و تصوير جالبى از اصول و محتواى ايمان كه مشابه آن را حتى به صورت تقليدى هم كمتر در متون مىيابيم. اين كلام امام (ع) در طول قرنها نقشى آگاه كننده و سازنده و حركت بخش داشته است و مىتواند بهترين معيار آزمون در طبقهبندى مسؤولين براى واگذارى مسؤوليتهاى مختلف از نظر تقوى و درجات ايمان در جامعه اسلامى باشد.
١. تعبير دقيق امام نشان دهنده اين حقيقت است كه چهار اصل: صبر و يقين و عدالت و جهاد پايههاى ايمانند نه محتوا و مفهوم آن. ايمان حقيقتى است كه بدون اين اصول بقا و تداومى نخواهد داشت و با رشد و تكامل اين اصول، ايمان استحكام و رشد بيشترى مىيابد.
در صورتى كه بخشهاى چهارگانه جهاد اصول تشكيل دهنده مفهوم و محتواى جهادند و بدون آن چهار بخش، جهاد تحقق خارجى نخواهد داشت.
٢. تحقق و رشد بقاى ايمان تنها در رابطه با مسائل فكرى و اعتقادى و استدلال و بينشهاى عملى نيست. ميدان عمل در چهار اصل مزبور تجلىگاه ايمان و عامل رشد آنست.
٣. جهاد در اين تصوير تنها در مبارزه با دشمن خلاصه نمىشود، بلكه مبارزه با پايگاههاى داخلى دشمن و بستن راه نفوذ آن را نيز شامل مىگردد. انجام و پياده كردن مسؤوليتها و عملكردهاى صالح و پاكسازى جامعه از فساد و تباهى همان قدر در پيروزى بر دشمن مؤثر است كه مبارزه بىامان در جبهههاى جنگ كارساز است.
همچنين ايجاد جو سالم در جامعه كه خدمتگزاران مؤمن تشويق و تجاوزكاران و بدكاران مورد نفرت و خشم باشند آن اندازه ضرورى است كه پيروزى براى جهاد رهايى بخش حياتى مىباشد.
٤. نثار نفرت و خشم به بدكاران و بدخواهان موجب آن مىشود كه در مقابله با دشمنان، خشم خدا دشمنان را به نابودى بكشاند و ما را به پيروزى برساند.
«انى اكره لكم ان تكونوا سبابين، و لكنكم لو وصفتم اعمالهم، و ذكرتم حالهم، كان أصوب فى