فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٨٠
جنگها نه تنها ضايعات جبرانناپذير به بار مىآورند و امكانات را نابود مىسازند بلكه پيوسته با حصرها و محدوديتهاى شكنندهاى نيز همراهند كه به شيوههاى مختلف توسط دشمن اعمال مىگردند.
بنبستهايى كه از اين رهگذر به وجود مىآيد تنها از يك رهگذر قابل شكستن و نجات مىباشد و آن، اتكاء به توانمنديهاى بالقوه و بالفعل خود و بارور كردن اين تواناييهاست.
كشورهايى چون ژاپن، چين و آلمان در لابهلاى جنگ و حصرهاى اقتصادى و فشارهاى گوناگون بوده است كه خودكفايى را به عنوان تنها راه نجات از زير بار كلان فشارهاى دشمن انتخاب نمودند و مصداق بارز رسيدن به خودكفايى از طريق جنگ حتى به معنى تحميل آن، عرصه وسيع خودكفايى كشور اسلاميمان در برابر فشارهاى مضاعف دشمنان اسلام بويژه امريكاى سلطهطلب است كه امروز دنيا شاهد شكوفايى آن مىباشد.
در يك نگاه جامع الاطراف به جنگ نمىتوان جنگ نظامى را از جنگ اقتصادى تفكيك نمود. يكى از اصول جنگ در اختيار گرفتن يا تصرف و يا تخريب منابع استراتژيك دشمن است؛ بهطورى كه نيروهاى مسلح نتوانند از حداكثر توان خود استفاده نمايند. چنانكه در هر دو جنگ جهانى طرفهاى اصلى جنگ، جنگ اقتصادى گستردهاى را بر عليه خصم سازماندهى كردند.
در جنگها معمولاً از شيوه محاصره اقتصادى به عنوان يك استراتژى مؤثر استفاده مىشود. در جنگ دوم جهانى، متفقّين حتى راه را بر كشتىهاى بى طرف حامل كالاهاى غيرنظامى براى آلمان بستند و در جنگ تحميلى بر عليه جمهورى اسلامى ايران، نيروهاى عراق نيز به نفتكشهاى ايران به عنوان شريان اقتصادى پشتيبانى دفاعى كشورمان حمله كردند و هم اكنون امريكاى متجاوز براى تحميل فشار اقتصادى، كشورهاى متحد خود را جهت قطع مبادلات تجارى بويژه در صنعت نفت مورد تهديد قرار داده است.
امريكاييها اين سياست را در زمان جنگ دوم جهانى بر عليه كشورهاى بىطرفى چون سوئيس و سوئد هم به بهانه قطع كمكهاى اقتصادى اين كشورها به آلمان اعمال نمودند و بعدها مسؤولان اجراى اين سياست تجاوزكارانه امريكا، خود اعتراف نمودند كه «تا حكومت فرانكو در اسپانيا جلوى صدور برخى كالاها را به دولتهاى محور و دادن امتيازهاى ديگر را نگرفت نگذاشتيم كه اسپانيا محصولات نفتى اساسى را وارد كند و فشارهاى مشابهى