فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣١٧
تجاوز و ستم تهييج مىكند و بدنبال آن تلاش مىكند از آن بازگردد».
دنباله كلام گذشته امام در مورد نكوهش ناسزاگويى يارانش كه به جاى ناسزا، سخن منطقى با دشمن بگويند و سخنى هم با خدا كه رشته همه امور در دست تواناى اوست.
[١] . اين دعا در حقيقت بازگويى آرمان مؤمن در پيكار با جبهه باطل و ظلم و فساد است، زيرا مقصد آنها كه براى اعلاى كلمه حق مىجنگند خونريزى و قدرت طلبى و انتقام و صرفاً نابودى دشمن نيست، بلكه آنها در درجه اول هدايت دشمن را مىطلبند و اگر راه بهترى براى آن پيدا كنند از خونريزى و نابود كردن دشمن صرف نظر مىكنند و راه سهلتر و مسالمتآميزتر را انتخاب مىنمايند.
٢. هوادار حق و مؤمن و پيكارگر با جبهه باطل، با وجود استفاده از همه وسايل و شيوههاى مسالمت آميز و منطقى كه به هدايت دشمن مىانجامد، معتقد است كه خدا دلگردان و مهيمن بر قلوب مىباشد و به همين دليل است كه از دعا غفلت نمىورزد و از خدا مىخواهد كه دلهاى دشمنان را به سوى خير و حق و صلاح و دورى از تجاوز و ستم بگرداند.
٣. اين گونه شيوههاى مسالمت در شرايطى است كه جبهه حق از حاميان باطل نااميد نشده باشند و در صورت ياس مطلق آن گونه كه قرآن جنگ را تنها چاره مىبيند از آن چارهاى نخواهد بود.
«و لعل الله أن يصلح فى هذه الهدنة أمر هذه الامة، و لا تؤخذ بأكظامها، فتعجل عن تبين الحق، و تنقاد لاول الغى».
١«شايد خداوند در اين فرصت آتش بس، كار اين امت را اصلاح نمايد و راه تنفس بر او گرفته نشود كه مبادا در روشن شدن حق شتاب زده شوند و به نخستين گمراهى گردن نهند».
قسمتى از پاسخى است كه امام در برابر ايرادها و انتقادهاى سختى كه خوارج نسبت به امام ابراز مىكردند فرمود و آنها را به ماهيت حكميت و بازتابها و نتايج و نيز مقدمات آن توجه داد. از جمله ايرادهاى خوارج اين بود كه چرا امام براى حكميت مدت تعيين نمود و به معاويه و دار و دستهاش فرصت داد كه از آن سوء استفاده نمايند. اين فراز از كلام امام پاسخ اين ايراد مىباشد.
[١] . نهجالبلاغه، خ ١٢٥.