فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٠٨
آستانه گرم شدن و زمانى هم در آستانه سرد شدن. زمانى كشت مىشود و زمانى نگهدارى زراعت و زمانى هم برداشت و زمانى ديگر فروش تا زمان كشت فرا رسد و همچنين... فرمان جهاد رد هر زمان باشد بهانهاى مىتوان تراشيد.
٣. امام بهانهگيرى مردم كوفه را به نوع بهتر آن حمل مىكند كه گويى نسبت به انجام اصل وظيفه جهاد متعهد ولى در شرايط سرما و گرماى شديد خود را ناتوان مىبيند. ولى با تذكر اينكه سرما و گرما اگر طاقتفرسا باشد، جنگ و برخورد بر سلاح طاقتفرساتر است، اين نوع بهانهگيرى را هم محكوم مىشمارد.
٤. كمترين زيان و خسارت جبرانناپذير اين بهانهگيريها و مهلتجوييها، شكست قاطعانه رهبرى و امروز و فردا كردن در انجام فرماندهى است كه موجب تضعيف رهبرى و فرماندهى و بروز هرج و مرج مىگردد.
٥. دقت در منطق بهانهجويى ما را به اين نكته جالب متوجه مىسازد كه بهانه جويان با پيشنهاد حق به جانب، تأخير انجام وظيفه به فرصت مناسبتر و درخواست مهلت، زمينه را براى هر نوع اقدام جدى منتفى مىكنند و در نتيجه وظيفه قبلى، جاى خود را به مسؤوليت جديدى مىدهد كه در برابر آن نيز متوسل به بهانه جديدى مىشوند كه با پيشنهاد درخواست مهلت مىتوان زمينه انجام آن را نيز منتفى نموده و خود را در برابر مسؤوليت جديد و بهانه جديدتر آماده كرد.
٦. بهانه مهلت خواستن، به عافيتطلبان اين امكان را مىدهد كه عملكرد خود را درهم صورت انجام گرفتن مسؤوليت و وظيفه مورد نظر و هم در صورت عدم موفقيت توجيه نمايند.
«فان اقل يقولوا: حرص على الملك، و ان أسكت يقولوا: جزع من الموت! هيهات بعد اللتيا و التى! و الله لابن أبى طالب آنس بالموت من الطفل بثدى أمه، بل اندمجت على مكنون علم لو بحت به لاضطربتم اضطراب الأرشية فى الطوى البعيدة!»
[١]«اگر لب به سخن بگشايم مىگويند بر حكومت حرص مىورزد. اگر ساكت شوم مىگويند از مرگ هراسيد. چه دور است اين سخنان از من، بعد از اين تجربه و سابقه طولانى من. سوگند به خدا پسر ابوطالب به مرگ مأنوستر است از كودك به پستان مادر. بلكه من به
[١] . نهج البلاغه، خ ٥.