فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٦٧ - مبحث سوم تجارت خارجى و مسائل بينالمللى
تقام المعطلة من حدودك. اللهم انى اول من أناب، و سمع و أجاب، لم يسبقنى الا رسول الله (ص) بالصلاة».
[١]«بارخدايا تو خود مىدانى كه آنچه از ما رخ داده و درگيريهايى كه با قاسطين، ناكثين و مارقين داشتهايم، هيچ كدام براى مبارزه و رقابت در جهت چنگ اندازى به قدرت نبوده، و نه براى بهدست آوردن چيزى از متاع ناچيز و بىارزش دنيا و لكن هدف ما اين بود كه نشانهها و آثار و آيات بيّنات دينت را به جايگاه اصليش بازگردانيم و بار ديگر چراغ هدايت را فرا راه بندگانت روشن كنيم. اصلاح و بازسازى امور را در سرزمينهاى تو، به پيروزى رسانده آنرا علنى و آشكار سازيم. تا ستمديدگان از بندگانت، در امنيت بسر برند و فرامين و احكام تعطيل شده دين برپا و اجرا گردد. بارخدايا من نخستين كسى هستم كه پاسخ دادم و من در اين كار پيشگام بودم و كسى جز پيامبر در به جا آوردن نماز بر من پيشى نگرفت.»
سبط ابن جوزى در تذكرة الخواص اين خطبه را با مختصر تفاوت نقل كرده و قاضى نعمان نيز اين فصل را در جلد دوم دعائم الاسلام از امام (ع) روايت كرده است.
در بررسى اين فراز از سخن امام به اين نتايج و نكات مىرسيم.
١. در كليه موضعگيريها و مبارزات امام، هرگز قدرت طلبى و رقابت در بهدست گرفتن حكومت و به جاى ديگران نشستن، به عنوان يك هدف اصلى نبوده، آنچنانكه سياستمداران و نظاميان در درگيريها بدنبال آن مىباشند. بلكه از آنجا كه رسالتها و مسؤوليتهاى سنگينى كه از جانب خدا در برابر بندگان خدا دارند، با بودن قدرت و حكومت در دست دشمنان خدا و خلق خدا امكانپذير نيست و امكانات و شرايط لازم در انجام اين مسؤوليتها تنها در صورت حاكميت خدا و قانون خدا و برگزيدگان خدا قابل تحقق مىباشد، از اين رو برخوردهاى سياسى و نظامى در چنين چارچوبى اجتناب ناپذير خواهد بود.
بهعلاوه اين خود يك خواست خدايى واز جمله سنتها و قوانين الهى است كه حاكميت بر زمين از آن بندگان صالح است و قبول حاكميت آنها كه فرمان خدا را نمىبرند يك نوع طاغوت پرستى و شرك است.
بنابراين اصل ثابت و اجتناب ناپذير، بندگان صالح خدا تا تحقق حاكميت اراده و قانون خدا، با قدرتمندان و قدرت طلبان ناصالح و ستم پيشه در ستيز و جنگند.
[١] . نهج البلاغه، خ ١٣١.