فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٦٩
از مظاهر عمده اين نابسامانيها مسلط كردن امثال معاويه بر مردم بوده است.
٧. كسى كه نخستين مسلمان و اولين لبيك گوى به نداى وحى رسالت پيامبر در آن دوران آكنده از هراس و اختناق بوده نمىتواند اكنون در درگيريها براى كسب قدرت و يا بهرهاى دنيايى مبارزه كند. او امتحانش را روز نخست داده و ثابت كرده است كه فقط براى اسلام و مسؤوليتهاى خدايى و حق مىانديشد و تلاش مىكند.
٨. امام، پس از پيامبر اسلام (ص)، اولين كسى است كه خدا را، به گونهاى كه خدا گفته، پرستش نموده و در برابر عظمتش سجده كرده است و در اين افتخار، جز پيامبر، كسى بر او سبقت نجسته است.
٤
. مبارزه با عوامل فشار و استكبار:
عوامل فشار و استكبارى همواره منشأ فساد و گمراهى در روابط واحدهاى بشريند و مبارزه با اين عوامل تضمين كننده برقرارى روابط سالم بينالمللى است.
امام در اين رابطه جنگ داخلى را محكوم و آن را سرگرم كننده در برابر فتنه اصلى جنگ مىشمارد:
«و لكنا انما أصبحنا نقاتل اخواننا فى الاسلام على ما دخل فيه من الزيغ و الاعوجاج، و الشبة و التاويل، فاذا طمعا فى خصلة يلم الله بها شعثنا، و نتدانى بها الى البقية فيمام بيننا، رغبنا فيها، و أمسكنا عما سواها».
[١]«و لكن ما وقتى به خود آمديم، مشاهده كرديم با كسانيكه در اسلام با ما برادرند، به خاطر لغزش و انحراف و كجى و اشتباه و تأويل حقايق، ناگزير از جنگ شدهايم و اميدوار شديم در انتخاب شيوه ديگرى كه خداوند با آن پراكندگى ما را به وحدت و همبستگى مىبخشد و بدان وسيله ما در ميان خود با يكديگر نزديك مىشويم به اين شيوه تمايل پيدا مىكنيم و از شيوههاى ديگرى كه بوده دست برمىداريم».
هنگامى كه جنگ داخلى بر امام تحميل شد، امام سعى نمود با قبول حكميت دشمن را از ادامه جنگ باز بدارد و با تبيين اين اصل كه فساد داخلى راهگشاى اقتدار استكبار است، راه را براى تكرار جريانهاى جنگطلب داخلى مسدود سازد.
امام در اين راستا ناگزير موضعگيرى رهبرى را در برابر انحرافها و كجرويها و
[١] . نهج البلاغه، خ ١٢٢.