فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٧٠
كجانديشها، و قدرتطلبهاى داخلى از آن جهت ضرورى مىبيند كه اين عوامل، جامعه اسلامى را دچار تفرقه و تشتت نموده و به سراشيبى انحطاط و سقوط مىكشاند، و زمينه را براى نفوذ عوامل استكبار فراهم مىسازد، امام مسؤول انسجام بخشيدن و ايجاد اتحاد بين صفوف مسلمين و حافظ مركزيت در جامعه اسلامى است و ناگزير است در برابر هر نوع جريان و حركت مخالفى، كه انسجام و اتحاد و مركزيت را به خطر افكند مبارزه نمايد. آنگاه كه رهبر از برخورد منطقى و راه حل مسالمتآميز نااميد مىشود، ناگزير مانند طبيبى كه از روى ناچارى كارد جراحى بهدست مىگيرد، تن به درگيرى مسلحانه مىدهد، تا گروههاى منحرفى كه حاضر به شنيدن سخن حق و پذيرفتن آن نيستند و موضع فكرى را به سنگر نظامى تبديل كردهاند، سرجاى خود بنشينند و دست از توطئه و اقدامات دسته جمعى سازمان يافته بردارند و جامعه وحدت و انسجام لازم را پيدا كند.
در شرايطى كه زمينه حل مشكل انحرافهاى عقيدتى، از راهى بجز راه جنگ آماده گردد و شيوههاى منطقى در باز گرداندن انسجام و وحدت به جامعه مؤثر تشخيص داده شود، ناگزير جنگ محكوم و شيوههاى صلح جويانه جاى هرگونه برخورد خشونت آميز را خواهد گرفت.
امام (ع) گرچه با كيفيت طرح حكميت، از همان آغاز مخالف بود و آن را يك توطئه براى نجات از شكست قطعى از طرف معاويه به دستيارى عمروعاص و ايجاد اختلاف در صفوف متشكل جبهه امام و منصرف كردن ذهنها از مسأله جنگ تلقى مىنمود، اما در برابر شورش خوارج كه قبول چنين پيشنهادى را در تمام شرايط، محكوم و اصولاً مشروعيت حكميت را نفى مىكردند، آن را راه حل منطقى در برخى شرايط مىداند كه تشخيص ضرورت آن به عهده امام مسلمين است.
٥
. جهاد وسيله هدايت:
تأثير جهاد در هدايت بهطور مستقيم نيست، تا با اصل: (لاٰ إِكْرٰاهَ فِي اَلدِّينِ) ناسازگار باشد. هدايتگرى جهاد به خاطر زمينهسازى شرايطى است كه هدايت را بدنبال دارد.
امام (ع) در برترى هدايت بر جهاد مىگويد:
«أما قولكم: أكل ذلك كراهية الموت؟ فو الله ما ابالى، دخلت الى الموت او خرج الموت الى. و اما قولكم شكاً فى اهل الشام! فو الله ما دفعت الحرب يوماً الا و انا اطمع ان تلحق بى طائفة فتهتدى