فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٦١
مىباشد.
ز - ايجاد، تقويت، سازماندهى احزاب مخالف و يا رخنه در اركان آنها و تبديل اين احزاب به عامل فشار براى به كنترل درآوردن يا حمايت نمودن، يا براندازى نظام سياسى در كشور مورد نظر كه اين نوع مداخله در سياست خارجى شوروى سابق بيشتر به چشم مىخورد و امريكا نيز در استفاده از اين روش براى مداخله حتى از ايجاد و بدام انداختن احزاب كمونيست نيز فروگذار نكرده است.
ح - راهاندازى و تقويت مالى و نظامى چريكهاى مخالف داخلى و خارجى يك كشور به دليل همسويى با آنها و يا صرفاً براى آوردن فشار بر حكومت داخلى، اين شيوه نيز مانند روشهاى ديگر مداخله معمولاً در عين محرمانه بودن با انواع روشهاى گمراه كننده نيز همراه مىباشد كه به همين دليل تشخيص دولت مداخلهگر را مشكل مىسازد. نمونه مسائل لبنان و افغانستان در اين مورد قابل مطالعه است.
تشديد اختلافات فيمابين كشورهاى همجوار و تشويق، ايجاد زمينههاى درگيرى به منظور فراهم كردن زمينهها و ريشههاى يك جنگ موفق يا پايدار، هدايت و كنترل اين جنگها كه نمونه بارز آن در مورد جنگ تحميلى عراق بر عليه ايران و تشويق و حمايت همهجانبه عراق توسط امريكا صورت گرفت و امريكا هشت سال تمام با كينهتوزى نسبت به انقلاب اسلامى و نظام جمهورى اسلامى ايران با تشويق، تحريك و حمايت همهجانبه از عراق، مردم ايران را تحت فشار قرار داد و سرانجام عليرغم آن همه خسارتهاى معنوى و مادى كه بر دو ملت همجوار وارد كرد نتوانست از آن طرفى ببندد و ملت ايران در طى هشت سال مقاومت باشكوه نگذاشت تجربه شيلى تكرار گردد و با جنگ و دندان در برابر همه ددمنشيها و جنايتهايى كه به نام جنگ تحميل گرديد مقاومت نمود و نشان داد كه مداخلهها هر چند خشن و ددمنشانه باشد نمىتواند اراده ملتى استوار را بشكند و آن را به زانو درآورد.
ط - مداخله و اشغال نظامى كه آشكارترين روش مداخله مىباشد و معمولاً با سقوط رژيم سياسى و روى كار آمدن رژيم همسو با اشغالگران همراه بوده و موجب مىگردد كه دولت اشغالگر مقاصد خود را بر كشور اشغال شده تحميل نمايد.
ى - مداخله متقابل، در مواردى كه توازن نسبى قدرت بين دولت مداخلهگر و دولت مداخله شده وجود دارد معمولاً مداخله از طرف هر كدام با واكنش عمل متقابل پاسخ داده