فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٨ - بخش اول كليات
بحث دقيق نخواهد بود.
[٢] . جنگ در نهاد هر انسان ريشه دارد
افلاطون و ارسطو معتقد بودند كه جنگ يك پديده طبيعى است كه در نهاد هر انسانى ريشه دارد. [١]
افلاطون مىگفت: تمايل مردم به چيزهايى كه لزوم حياتى ندارند و جزء نيازهاى تجملاتى به شمار مىروند عامل اساسى جنگ است.٢
ارسطو مىگفت: فن جنگ به حكم طبيعت، به نحوى فن بهدست آوردن مال است. [٣]
پيش از آن دو فيلسوف، سقراط نيز حس افزونطلبى را انگيزه يك سلسله نيازهاى غيرضرورى شمرده و آن را موجب چشم طمع دوختن به حقوق، اموال و اراضى همسايگان دانسته و احساس متقابل همسايگان را در نهايت، ريشه بروز جنگ معرف كرده است. [٤]
اين ديدگاه را به چند صورت مىتوان مطرح كرد:
الف - از نقطه نظر اخلاق:
علم اخلاق بر اساس تفكر فلسفه يونان عدالت را حالت ميانه و تعادل دو كشش درونى شهوت و غضب مىداند و زيادهروى در شهوات موجب بهرهگيرى انسان از قوه غضب مىگردد و افراط در اعمال غضب ناگزير خشونت و جنگ را به وجود مىآورد.
بر اساس اين تحليل، مىتوان انسانها را با يك نظام ارزشى كه شهوت و غضب را در درون آنها از افراط و تفريط باز بدارد به اجتناب از جنگ وادار نمود.
ب - از ديدگاه روان شناسى:
ميل به برترىجويى در همه انسانها كم و بيش وجود دارد و شرايط زندگى زمينه اعمال آن را فراهم مىآورد. برترىطلبى و تمايل به قدرت به صورتهاى متفاوت - از آن جمله رقابت، زورآزمايى، استثمار و درگيرى و جنگ - آشكار مىگردد.
توماس هابز مىگفت: در طبيعت انسان سه انگيزه اصلى وجود دارد: رقابت، عدم اعتماد و كسب افتخار و مقامطلبى، حالت اول براى كسب سود بيشتر، انسان را وا مىدارد تا براى
[١] . همان.
[٢] . رك: مكايل ب. فاسترو، خداوندان انديشه سياسى، م دكتر شيخ اسلامى، ج ١ قسمت اول ص ٨٤.
[٣] . رك: ارسطو، سياست، م دكتر حميد عنايت، ص ٢١.
[٤] . پيشين، ص ٨٤.