فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٥١
مىگردد.
[٣] . هنگامى كه امام، مردم را به جهاد فرا بخواند با اعلان بسيج از طرف امام، شركت در جهاد بر عموم واجب مىگردد.
فرماندهان بايد از ميان كسانى كه اهل نظر، مدير، مدبر، آشنا به دشمن، تيزبينى و داراى مهارت در امور جنگ مىباشند انتخاب شوند. فرماندهان بايد امانتدار و نسبت به مسلمانان مهربان و دلسوز باشند. [١]
نيروهاى شركت كننده در جهاد بايد براى هر نوع عمليات و اقدامات خود از فرماندهى اجازه لازم را احراز نمايند. [٢]
امامت در جهاد نياز به عدالت ندارد با هر امامى چه عادل و چه فاجر مىتوان جهاد نمود، هر چند كه مرتكب مناهى چون مىخوارگى، خيانت و اختلاس باشد.٣
تنها مشكل از نظر فقه حنبلى، آن است كه اگر امام مورد وثوق نباشد و بخواهد در اثناى جهاد عقبنشينى و يا فرار نمايد، چگونه مىتوان به امر وى جهاد نمود. [٤]
تخلف از جهاد و ترك جبهه با اجازه فرمانده جزء، جايز نيست، بايد از فرمانده كل كسب اجازه نمود. [٥]
هنگامى كه مسلمانان با حملات دشمن غافلگير مىشوند، براى جهاد نيازى به كسب اجازه از فرماندهى نيست و همچنين در موارد ضرورى كه كسب اجازه امكانپذير نمىباشد. [٦]
هرگاه اعلان نماز و بسيج براى جهاد همزمان صورت بگيرد اگر دشمن در دوردست باشد، ابتدا بايد نماز اقامه شود و سپس حركت براى جهاد انجام گيرد.
لكن اگر دشمن نزديك و يا حركت فورى باشد، نماز را در حال حركت بر روى مركب برگزار مىنماييد. [٧]
بايد از حضور كسانى كه موجب ضعف و شكست مسلمانان در جهاد مىشوند در جبهه ممانعت به عمل آيد مانند: كسانى كه كار را قبل از به پايان رساندن رها مىكنند (مخذل)، روحيه سپاهيان را تضعيف مىنمايند (مرجف)، جاسوسان، مفسران، اگر اينان در جهاد
[١] . همان، ص ١٦٦.
[٢] . همان، ص ١٧٦ و الجهاد و السير من فتحالبارى، ص ١٨٣.
[٣] . همان، ص ١٦٥ و الجهاد و السير من فتحالبارى، ص ٨٨.
[٤] . همان.
[٥] . همان، ص ١٧٧.
[٦] . همان، ص ١٧٤.
[٧] . همان، ص ١٧٤.