فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٧٢ - بخش اول كليات
حرب در جنگ با مسلمانان مورد حمله قرار گرفت آيا جايز است آن شهر را به آب بست با آتش زد و با ادواتى چون منجنيق هدف قرار داد تا مجبور به تسليم شوند و يا رزمندگان به قتل برسند. درحالى كه در آن شهر زنان، كودكان، پيران و مسلمان اسير و تجارى هستند كه ممكن است در اين حملات آسيب ببيند؟
امام صادق (ع) در پاسخ فرمود:
«يفعل ذلك بهم و لايمسك عنهم لهولاء و لادية عليهم للمسلمين و لاكفارة» [١]
عملياتى كه نام برديد در مورد شهرى كه در حال جنگ است انجام مىگيرد و به خاطر وجود افراد نامبرده در شهر از انجام عمليات نظامى خوددارى نمىشود و اگر از آنها كسى كشته شود ديه بر مسلمانان نيست و كفاره قتل هم پرداخت نمىشود.
ظاهر مفاد اين حديث جنگ شهرها را تجويز مىكند و در سؤال و جوابى كه در آن آمده هيچگونه اشارهاى به شرايط ضرورى و موارد ا ضطرارى نشده است. لكن شهيد اول در كنار دروس، مفاد حديث را در صورت اضطرار پذيرفته و شهيد ثانى درشرح لمعه آن را مخصوص شرايطى دانسته كه پيروزى مسلمانان جز از اين طريق امكان پذير نباشد. [٢]
صاحب جواهر نيز با وجود ردّ دو نظريه فوق و تمسّك به اطلاق حديث و تأييد مفاد آن با آيه: (وَ اُقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ) [٣] خود در جاى ديگر در مورد مفاد حديث و استنباط جواز مطلق جنگ شهرها حتى در صورت ملازم بودن با قتل كودكان.. و از آن به صراحت گفته است: اين نظر «واضح الضعف» مىباشد و در رد اين نظريه به اطلاق روايت سكونى [٤] استدلال نموده و نظريه حرمت مطلق جنگ شهرها را به استناد قاعده
«مقدم حرام حرام است»
تأييد نموده است. [٥] البته ظاهر عبارت اخير اين فقيه بزرگ آن است كه جواز جنگ شهرها را در مواردى كه پيروزى جز از اين طريق امكان پذير نباشد مردود ندانسته است لكن نظريه شهيد ثانى كه منطبق با جواز در اين مورد مىباشد قبلاً توسط وى مردود شمرده شده است. [٦]
[١] . وسائل الشيعه، ج ١١ ص ١٦ و تهذيب، ج ٢ ص ٤٨.
[٢] . جواهر الكلام، ج ٢١ ص ٦٦.
[٣] . همان، (سخن صاحب جواهر در اينجا صراحت در جواز مطلق جنگ شهرهاست).
[٤] . سكونى عن ابى عبدالله (ع) قال: قال امير المومنين (ع): «نهى النبى (ص) ان يلقى السم فى بلادالمشركين» فروع كافى، ج ١ ص ٣٣٤.
[٥] . رك: جواهر الكلام، ج ٢١ ص ٦٨.
[٦] . همان، ص ٦٦ (فما يظهر من الشهيد... فى غير محله و كذا ما فى الروضه من عتبار توقف الفتح فى جواز هدم الحصون و المنجنيق و قطع السجر).