فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٧٣ - بخش اول كليات
النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْمِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى [١] ٦ [٤] ٨;). و همه انسانها مؤمن و كافر را آفريده شده از يك زوج مىشمارد.١
رابطه مؤمن و غير مؤمن از ديدگاه قرآن رابطه تباين و اختلاف ذاتى نيست بلكه آنها از يك سلسله مشتركات و از جمله فطرت يكسان برخوردارند و داراى مشتركاتى هستند كه مىتوانند به وحدت آرمانى برسند، برادر شوند و جامعه واحدى را تشكيل دهند. [٢] (كٰانَ اَلنّٰاسُ أُمَّةً وٰاحِدَةً).
گفتار پيامبر اسلام (ص) بهنگام بلند شدن به احترام جنازه يك يهودى، كه در مقابل تعجب يارانش فرمود: آيا او انسان و ذىروح نيست؟! به روشنى نفى تفسير اول را آشكار مىسازد.
از ديدگاه قرآن، افراد و ملتهاى غير مسلمان انسانهايى هستند كه در انتخاب دين دچار اشتباه شدهاند.
اما تفسير دوم از «نفى تولى» هم منطقى وهم قابل قبول مىباشد. زيرا امتياز مسلمان از ديدگاه قرآن وابسته به هويت اسلامى او و استقلال در برابر فرهنگ بيگانه مىباشد.
از دست دادن اين خصوصيت به معنى همرنگى و همسوئى با بيگانه است قرآن خود به نوعى به اين تفسير اشاره دارد آنجا كه مىگويد: (يٰا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا لاٰ تَتَّخِذُوا اَلَّذِينَ اِتَّخَذُوا دِينَكُمْ هُزُواً وَ لَعِباً مِنَ اَلَّذِينَ أُوتُوا اَلْكِتٰابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَ اَلْكُفّٰارَ أَوْلِيٰاءَ). [٣]
«مردم با ايمان كسانى را كه دين شما را به سخريه گرفته و بازيچه قرار دادهاند دوست خود نگيريد.....».
با توجه به نزول آيه در سال پنجم هجرت و بروز دشمنى يهوديان مدينه و كفار قريش در حقيقت مفاد آيه با نوعى تقليل همراه مىباشد. خطمشى بيگانگانى كه در آيه از آنها نامبرده شده، حذف اسلام با استفاده از يك شيوه غير منطقى و اهانتآميز بود آنها مىخواستند با تمسخر و بازيچهگرفتن دين به يك جنگ روانى بر عليه اسلام برخيزند. پرواضح است كه در چنين شرايطى نه تنها روابط دوستانه زيانآور است اصولاً مقابله با چنين جنگ روانى، روش مشابهى را مىطلبد. دقت در آيه: (إِنَّمٰا يَنْهٰاكُمُ الله عَنِ اَلَّذِينَ قٰاتَلُوكُمْ فِي اَلدِّينِ وَ أَخْرَجُوكُمْ مِنْ دِيٰارِكُمْ وَ ظٰاهَرُوا عَلىٰ إِخْرٰاجِكُمْ أَنْ تَوَلَّوْهُمْ وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ فَأُولٰئِكَ هُمُ اَلظّٰالِمُونَ)٤ روشن مىكند كه
[١] . همان.
[٢] . بقره، آيه ٢٣٠.
[٣] . مائده، آيه ٥٧.
[٤] . ممتحنه، آيه ٩.