فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٩ - بخش اول كليات
جنگ آخرين مرحله دفاع در تنازع بقاست كه وقتى هيچكدام از طريق دفاعى مؤثر نيافتاد گروهى با توسل به آن اقدام به نابودى عوامل مزاحم مىكند تا زنده و باقى بمانند. [١]
هر كدام از اين دو تحليل در قرآن به دنبال بيان مشروعيت جهاد آمده است: به اين ترتيب كه آيه اول به دنبال نخستين اجازه دفاع مشروع به مسلمانان ستمديده و از خانه و كاشانه آواره شده و آيه دوم به دنبال بيان نجات گروهى از بنى اسرائيل توسط طالوت از ظلم و تجاوز جالوت و ريشه توسل به زور و خشونت را روشن كرده است.
مبحث سوم: بررسى ريشههاى جنگ از ديدگاه نهجالبلاغه
از ديدگاه امام على (ع) در گفتارهاى نهج البلاغه، جنگ همواره ريشه شيطانى دارد و اين انگيزههاى شيطانى است كه تبهكاران را براى رسيدن به مقاصد تجاوزكارانه و ضد انسانى به جنگ وامىدارد. ولى با وجود اين گاه، جنگ تنها راهحل معضلات بشرى و راهگشاى عدالت انسانى و دفع تجاوزات تبهكاران است.
امام (ع) در تفسيرى از اين نوع دفاع حق طلبانه مىگويد:
«اما بعد. فان الجهاد باب من ابواب الجنة، فتحه الله لخاصة اوليائه. و هو لباس التقوى، و درع الله الحصينة، و جنته الوثيقة. فمن تركه رغبة عنه البسه الله ثوب الذل، و شمله البلاء، وديث بالصغار و القماءة. و ضرب على قلبه بالاسهاب. و اديل الحق منه بتضييع الجهاد، و سيم الخسف، و منع النصف»
. [٢]«اما بعد، جهاد درى است از درهاى بهشت كه خدا آنرا براى بندگان مخصوص و برگزيدهاش گشوده است. جهاد پوشش پرهيزگارى و زره محكم و مقاوم خدايى و سپر قابل اطمينان خداست. كسى كه جهاد را ترك كند به حالت سرپيچى و اعراض، خداوند بر او لباس خوارى مىپوشاند و زندگى چنين كسى با گرفتاريها و سختيها پوشيده مىشود و به خفت، زبونى و بيچارگى كشانده مىشود و بر دلش مهر بى خردى و سبكسرى زده شده و حق از او برگردانده مىشود. به خاطر اينكه جهاد را ضايع نموده است و ناگزير به پستى محكوم و از
[١] . رك: تفسير الميزان، ج ١٤ ص ٤٢٣.
[٢] . نهج البلاغه، خ ٢٧.