فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٥٥ - بخش اول كليات
[٣] ">«و لكنا انما اصبحنا نقاتل اخواننا فى الاسلام على ما دخل فيه من الزيغ و الاعوجاج، والشبهة والتاويل، فاذا طمعنا فى خصلة يلم الله بها شعثنا، و نتدانى بها الى البقية فيما بيننا، رغبنا فيها، و أمسكنا عما سواها»
. [١]«اما امروز كه گمراهى و كجانديشى، دو گانگى و تأويل وارد اسلام شده ما با برادران اسلامى خود مىجنگيم. پس هرگاه ما به چارهاى اميد مىبنديم كه خداوند پراكندگى ما را بدان زايل مىسازد و بر پايه الفتهاى باقى مانده پيوندمان مىدهد، به آن مايل مىشويم و از هر چيز روى مىگردانيم.»
گفته امام (ع) در جمله بالا از اعتقاد راسخ و ديدگاه اصولى او نسبت به صلح پرده برمىدارد. اين عبارت كليد كشف موضعگيرى امام (ع) در برابر جنگ و صلح است. صلح به عنوان مسألهاى حياتى و هدفى والا ارزيابى مىشود. صلح عادلانهاى كه ارزشها را ارج مىبخشد و اسلام پاك و بىخدشه در پرتو آن اعتلا مىيابد. از اين رو جنگ نه به خاطر سلطهجويى يا انتقام گيرى بلكه جهت استقرار عدل و برانداختن انحراف، و آزادى مستضعفين و درهم كوبيدن شورشيان و منحرفين و اصلاح رفتار آنان مطرح مىگردد. [٢]
سرانجام به اين نكته از گفتار امام (ع) مىرسيم كه در گفتگو با شورشيان شام (قاسطين) حتى در شرايط بر باد رفتن تمامى آرزوهاى صلحجويان، هنگامى كه راهى جز جنگ پيش روى امام (ع) باقى نمىگذارند باز امام (ع) شروع به جنگ تحميل شده را نيز جايز نمىشمارد و يارانش را از شروع به جنگ بر حذر مىدارد و تأكيد مىكند:
«لا تقاتلوهم حتى يبدؤوكم، فانكم - بحمد الله - على حجة، و ترككم اياهم حتى يبدؤوكم حجة أخرى لكم عليهم، فاذا كانت الهزيمة باذن الله فلا تقتلوا مدبرا، و لا تصيبوا معورا، و لا تجهزوا على جريح، و لا تهيجوا النساء بأذى، و ان شتمن اعراضكم، و سببن أمراءكم»
.٣«با آنان پيكار نكنيد تا اين كه جنگيدن آغاز كنند، چه سپاس خداوند را كه حق و حجت از آن شماست و اگر از نبرد با آنان دست بكشيد تا خود آغاز كنند، حجت ديگرى مىيابيد. آنگاه كه به اذن خداوند بر دشمن شكست وارد ساختيد فراريان را نكشيد و واماندگان را دنبال مكنيد و زخميان را از پاى در نياوريد و به زنان آزار نرسانيد حتى اگر به ناموس شما ناسزا گويند و به فرماندهان دشنام دهند».
[١] . نهج البلاغه، خ ١٢٢.
[٢] . همان.
[٣] . نهج البلاغه، نامه ١٤.