فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٥٣ - بخش اول كليات
اسلامى است كه در اين جا مناسب است به بخشى از آن اشاره نماييم:
امام (ع) در صحنه عمل بارها در راه وفادارى به اين انديشه و پىگيرى در اجراى آن حتى از حقوق خويش دست كشيد، و در زندگى آكنده از فداكارى خود چندين بار از وفادارى استوار خويش به اين انديشه ياد نمود كه برخورد اصلى امام (ع) در سه جريان متوالى سرنوشت ساز سقيفه از نمونههاى بارز آن به شمار مىرود.
امام (ع) هنگامىكه جمعى از مردم در نتيجه اغتشاش و سراسيمگى ناشى از رحلت پيامبر گرامى اسلام (ص) در يك نهاد بازمانده از جاهليت گرد هم آمدند كه امامت را به خلافت تبديل نمايند چنين فرمود:
«لقد علمتم أنى أحق بها من غيرى، و والله لاسلمن ما سلمت أمور المسلمين و لم يكن فيها جور الا على خاصة، التماسا لأجر ذلك و فضله، و زهدا فيها تنافستموه من زخرفه و زبرجه».
[١]«شما آگاهيد كه من به خلافت از ديگران بر حقترم، اما به خدا سوگند تا زمانى كه امور مسلمانان به سامان باشد و جز بر من بر ديگرى ستم نرود، خلافت را وا مىگذارم و به پاداش و فضيلت اين گذشت چشم مىدوزم، و از زر و زيورى كه شما را به ميدان رقابت كشانده رو برمىگردانم».
در موضعگيرى امام (ع) در برابر گروههاى معارض مانند قاسطين (باند تبهكار شورشيان شام) و ناكثين (امتيازطلبان عهدشكن) و مارقين (خشك مقدسهاى سادهانديش) گرچه به ظاهر حالت جنگ بر امام (ع) تحميل شد ولى استفادههايى كه امام (ع) از فرصتهاى مناسب براى خاموش نمودن آتش جنگ و بازگشت به صلح و آرامش نمود، خود نشانگر ميزان التزام عملى ايشان به اصل صلح و احترام به همزيستى عادلانه انسانهاست.
امام (ع) در يكى از مناسبتها در برابر سردمداران فتنه جمل فرمود:
«ان هؤلاء قد تمالؤوا على سخطة إمارتي و سأصبر مالم أخف على جماعتكم: فانهم ان تمموا على فيالة هذا الرأي انقطع نظام المسلمين، و انما طلبوا هذه الدنيا حسداً لمن افاء ها الله عليه، فارادوا رد الامور على أدبارها».
[٢]«اين كسان بر سر برانداختن حكومت من هم داستان شدهاند ولى من تا زمانى كه از پراكندگى شما بيم نداشته باشم بردبار خواهم بود، و چنانكه بتوانند گمان سست و نارواى
[١] . نهج البلاغه، خ ٧٤.
[٢] . نهج البلاغه، خ ١٦٩.