فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٠٨ - بخش اول كليات
خصوصيت ماهوى اسلام و تشريع شده است.
با اين توضيح روشن مىگردد كه اعتلا طلبى اسلام و نفى استيلاء غير بر آن بر مبناى خاصيت و ويژگى قوانين و احكام تشريعى اسلام است و جدا كردن آن دو و همچنين جدا كردن استعلاى اسلام از استعلاى مسلمين معقول نمىباشد. زيرا عمل كردن به احكام اسلام است كه به اسلام و در نتيجه به مسلمين شوكت، عظمت و برترى مىبخشد و هرگاه احكام اسلام راه تفوق و استيلاى كفار را بر مسلمين هموار كند خواه ناخواه استعلاى اسلام و مسلمين تحقق نخواهد يافت.
[٢] . معاذ بن جبل نقل مىكند:
«سمعت رسول الله (ص) يقول: الاسلام يزيد و لا ينقص فورث المسلم من اخيه اليهودى». [١]
با توجه به اين مطلب كه حديث در مقام تشريع است نه اخبار از آينده اسلام و مسلمين و نيز با توجه به تطبيقى كه در متن روايات صورت گرفته، وارث يهودى نفى وارث مسلمان اثبات شده معلوم مىگردد كه هر نوع عمل و رابطه و حكمى كه موجب منقصت اسلام و مسلمان گردد و مانع افزونى اسلام و مسلمين باشد منتفى و به دور از اسلام است و استيلاى كافر بر مسلمان نيز خود منقصتى است كه بنا به ماهيت اسلام مردود و بىاعتبار مىباشد.
تلازم استيلاى كفار با منقصتى اسلام و مسلمين را مىتوان از استنادى كه در مورد ارث بهر دو روايت شده بهدست آورد.
[٣] . عبد الرحمن بن اعين از امام باقر (ع) نقل مىكند:
«ان الله تعالى لم يزدنا بالاسلام الا عزاً فنحن نرثهم و لا يرثونا».٢
اسلام وقتى موجب عزت مسلمين خواهد بود كه احكام آن مقتضى سلطه و استيلاى كفار بر مسلمين نباشد.
٤. همان راوى از امام صادق (ع) نقل مىكند:
سالت با عبد الله (ع) عن قوله (ص) «يتوارث اهل ملتين فقال ابو عبد الله (ع) نرثهم و لا يرثورنا ان الاسلام لم يزده فى ميراثه الاشده».٣
مفاد اين روايات اينست كه اسلام همواره در جهت تقويت و قدرت اسلام و مسلمين گام
[١] . همان، ص قبل.
[٢] . من لا يحضره الفقيه، ج ٤ ص ٥٦٧ حديث نهم (چ سالك) و وسائل الشيعه، ج ١٧ ص ٣٧٧ حديث ١٩ (چ اسلاميه).
[٣] . همان، حديث ١٧.