فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٠٥ - بخش اول كليات
(فَأُول [١] ٦ [٤] ٨;ئِكَ مٰا عَلَيْهِمْ مِنْ سَبِيلٍ) (إِنَّمَا اَلسَّبِيلُ عَلَى اَلَّذِينَ يَظْلِمُونَ اَلنّٰاسَ).١
(ذٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قٰالُوا لَيْسَ عَلَيْنٰا فِي اَلْأُمِّيِّينَ سَبِيلٌ). [٢]
(فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلاٰ تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبِيلاً) و (فَمٰا جَعَلَ الله لَكُمْ عَلَيْهِمْ سَبِيلاً). [٣]
از مجموع اين آيات مىتوان معنى مشترك و واحدى را براى سبيل استفاده كرد و آن معنى چيزى جز حاكميت، استيلا و سلطه نمىتواند باشد.
برخى به استناد ذيل آيه (فَالله يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ اَلْقِيٰامَةِ) نفى سبيل را به مفهوم نفى دليل و حجت تفسير نمودهاند، بنابراين تفسير مفاد آيه چنين مىشود:
خداوند هرگز به نفع كافران و بر عليه مؤمنان دليل و حجتى قرار نداده است و هيچگاه كافران با دليل و برهان بر مؤمنان برترى نخواهد داشت. بر اين اساس آيه هيچگونه دلالتى بر قاعده فقهيه نداشته و مربوط به احكام و تشريع نخواهد بود. روايات تفسيرى نيز اين معنى را تأييد مىكند:
از آن جمله طبرى در تفسير خود از ابن وكيل نقل ميكند:
«قال رجال يا امير المؤمنين ارايت قول الله (و لن يجعل الله على المؤمنين سبيل و هم يقاتلوننا فيظهرون و يقتلون؟» قال له على (ع) «ادن اذنه ثم قال (ع) فالله يحكم بينهم يوم القيمه».
در پاسخ اين اشكال بايد به دو نكته توجه داشت:
اولاً: چون معترض مفهوم غلبه را از آيه فهميده بود و مبناى اعتراض خود را بر نفى پيروى كافران بر مؤمنان قرار داده، امام (ع) اين معنى (غلبه را نفى نمود) براى اينكه معترض بتواند مصداق آيه را به وضوح دريابد سبيل را به معنى حجت و دليل تفسير نمود تا معترض حتى در مورد كافرانى كه بر مؤمنان غالب مىشوند مفاد آيه را درك نمايد.
ثانياً: حجت يكى از معانى سبيل است و تفسير سبيل به معنى حجت در اين روايات به معنى حمل لفظ به يكى از معانى آن مىباشد و هرگز به معنى آن نيست كه سبيل به جز حجت و دليل مفهوم ديگرى ندارد٤ بىشك غلبه و استيلا به صورت تشريعى و غلبه و استيلا از طريق حجت، برهان، غلبه و پيروزى به معنى خارجى عينى همگى از مصاديق مفهوم سبيل و غلبه است. وقتى يك مصداق آن (پيروزى خارجى) قابل قبول در مفهوم آيه نباشد، به دليل اينكه
[١] . شورى، آيات ٤١ و ٤٢.
[٢] . آلعمران، آيه ٧٥.
[٣] . نساء، آيات ٣٤ و ٩٠.
[٤] . بجنوردى، القواعد الفقهيه، ج ١ ص ١٥٩.