فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٤٢
از آنان جنگيده است (ناكثين، مارقين، قاسطين).
ناكثين، شورشيانى بودند كه پس ازبيعت با امام پيمان شكنى نمودند و مارقين، نيز برعليه امام قيام مسلحانه نمودند و در نهروان با امام جنگيدند و قاسطين، معاويه و دارودسته او بودند كه فرمان امام را اطاعت نكردند و بر عليه او مسلحانه قيام كردند. پيامبر (ص) از پيش برخورد على (ع) رابا آنان خبر داده بود.
طبق نظريه فقها اينان به ظاهر محكوم به اسلام ومسلمان محسوب مىشوند لكن به خاطر قيام مسلحانه برعليه امام مؤمن شمرده نمىشوند. [١]
آنگاه علامه حلى به شرايط امامت پرداخته مىگويد، درامام واجب الاطاعه چند شرط معتبر است:
الف -
بايد مكلف باشد، زيرا وى برديگران ولايت دارد. غيرمكلف چگونه مىتواند امور ديگران و مسؤوليت آنان را برعهده بگيرد.
ب -
بايد مسلمان باشد تابتواند مصالح مسلمين واسلام را مراعات نمايد وبگفتهاش بتوان اطمينان كرد وبه او پشت گرمى داشت. بىشك غير مسلمان ظالم است وخدا گفته است كه (لاٰ تَرْكَنُوا إِلَى اَلَّذِينَ ظَلَمُوا) [٢] به آنها كه ظلم پيشهاند پشت گرم نباشيد.
ج -
عدالت نيز بدان جهت شرط است كه فاسق ظالم است وظالم غير قابل اعتماد وغير صالح براى امامت است قرآن به صراحت در مورد فاسق مىگويد (لاٰ يَنٰالُ عَهْدِي اَلظّٰالِمِينَ) [٣] ميثاق امامت به ظالمان نمىرسد.
د -
بايد آزاده باشد، هرگاه برده مشغول به خدمت اربابش باشد او نمىتواند به مصالح مسلمين بيانديشيد. امامت رياست برجامعه است، برده خود مرؤس و محكوم است.
ه -
امام بايد مرد باشد تاهيبت لازم را براى ايفاى مسؤوليتها داشته باشد وبتواند بامردان همنشين ونزديك گردد وتوان فكر كردن داشته باشد.
و -
داشتن علم ازآن جهت شرط است كه توانايى شناخت احكام و قوانين را احراز نمايد و به مردم نيز تعليم دهد و با سؤال از ديگران مسؤوليتى ازاو ترك نشود.
ز -
بايد شجاع باشد تاتوان رزم داشته باشد وسپاه رارهبرى وبر پيروزى قادر و به حمايت از موجوديت و حاكميت دين توانا باشد.
[١] . تذكرة الفقهاء، ج ١ ص ٤٥٢.
[٢] . هود، آيه ١١٣.
[٣] . بقره، آيه ١٢٤.