فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٣٤
ستمديدگان از عمق غرب و شرق به آغوش اسلام رهنمون شدند و اقوام و ملل با آزادى و از جان و دل به آيين اسلام گرويدند. [١]
مبحث سوم: جهاد ابتدايى يا جهاد رهايىبخش
بجز مواردى كه در زمينه جهاد تدافعى بيان شد، اسلام انگيزههاى ديگرى را نيز به عنوان مجوز منطقى براى اعلان جهاد مىشناسد كه ما در اينجا به نام جهاد تهاجمى و رهايى بخش، آن را از ديدگاه قرآن مورد بررسى قرار مىدهيم.
در آغاز بايد به اين نكته توجه كافى مبذول داشت كه قرآن - در همان حال كه جنگ را در مواردى تجويز مىكند - شيوه مسلمانان مجاهد، رزمنده و پرهيزكارانى را كه پرچم پيكار رهايى بخش را به دوش مىكشند، اين چنين توصيف مىكند:
(تِلْكَ اَلدّٰارُ اَلْآخِرَةُ نَجْعَلُهٰا لِلَّذِينَ لاٰ يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي اَلْأَرْضِ وَ لاٰ فَسٰاداً وَ اَلْعٰاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ). [٢]
«اين جهان آخرت و سعادت ابدى را براى كسانى قراردادهايم كه آرمانها و مقاصد سلطهجويانه و تبهكارانه را در زمين دنبال نكنند و سرانجام موفقيتآميز، از آن متقين است».
اهمّ انگيزهها و عوامل جهاد ابتدايى و تهاجمى از اين قرار است:
١. آزاد كردن ملتها و تودههاى مردمى كه از شرايط آزاد انديشيدن و آزاد قضاوت كردن و بالاخره انتخاب آزاد نمودن محرومند و موانع وعدهها و دشواريهايى بر اثر سلطه قدرتمندان و دولتمردان در راه درك حقايق و رسيدن به واقعيت بر سر راهشان قرارگرفته است. و نيز به منظور هموار كردن راه حقيقتيابى و نفى تحميلها و استضعافهاى فكرى و آماده كردن زمينه رشد آگاهيها و شكوفايى انديشهها.
(وَ قٰاتِلُوهُمْ حَتّٰى لاٰ تَكُونَ فِتْنَةٌ وَ يَكُونَ اَلدِّينُ لِلّٰهِ فَإِنِ اِنْتَهَوْا فَلاٰ عُدْوٰانَ إِلاّٰ عَلَى اَلظّٰالِمِينَ). [٣]
«بجنگيد با دشمنان تا فتنهها ريشهكن شود و عقيده آزاد و براى خدا گردد. هرگاه دست از
[١] . تمدن اسلام و عرب، ص ١٤٧ و ١٤٨.
[٢] . قصص، آيه ٨٣.
[٣] . بقره، آيه ١٩٣.