فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٥ - بخش اول كليات
آثارى چون جنگ است تحت چه شرايطى به وجود مىآيد و با كدام علل و عواملى در عمق روان و عقل انسان نمود و بروز پيدا مىكند و رشد مىيابد و به مرحله عمل مىرسد.
بدين ترتيب بحث از علل جنگ را نبايد يك مسأله اخلاقى تلقى نمود و ابعاد سياسى، جامعهشناسى، اقتصادى، فلسفى و فرهنگى را ناديده گرفت. يكسونگرى در تحليل ريشههاى جنگ بىشك ما را از درك واقعيت بازخواهد داشت چنانكه بسيارى از نظراتى كه در اين زمينه ابراز شده دچار اين آفت شده و از ارائه كامل واقعيتها ناتوان گشته و از حقيقت به دور مانده است.
همچنين بررسى ريشههاى جنگهاى جهانى را از اين نظر كه قابل تعميم بر ديگر جنگها نيست، تحليلى كامل نمىتوان شمرد و براى پىجويى ريشههاى جنگ ديدى وسيعتر لازم است تا قابل استفاده در كليه صحنههاى برخورد خشونتبار آينده باشد.
جنگها بيشتر به تصادفات در جادهها مىماند، كه داراى يك علت عمومى و در عين حال عللى خصوصى است و اشتياق بشر به رسيدن هر چه سريعتر از نقطهاى به نقطه مورد نظر توسط وسائل موتورى؛ علت عمومى تصادفهاست ولى در تحليل يك تصادف نمى توان به آن بسنده كرد. پليس و دادگاه براى هر تصادف دليل بخصوصى مىجويند. در مورد جنگها نيز همين طور است. بسيارى از عواملى كه به عنوان ريشههاى جنگ ذكر شده در حقيقت زمينه سازند، نه عوامل اصلى كه جنگ را به وجود مىآورند. [١]
بيشترين كسانى كه در زمينه علل و ريشههاى جنگ به بحث پرداختهاند در صدد راهيابى به نتايج ارزشى آن بوده و خواستهاند از اين رهگذر به تشخيص جنگهاى مشروع و نامشروع دست يابند.
بىشك چنين هدفى نمىتواند غيرمنطقى باشد و ما نيز در آينده به گونهاى به چنين استنتاجى خواهيم رسيد ولى هرگاه هدفدار بودن بحث موجب سوق دادن بحث به سوى هدفهاى مطلوب گردد و برخى زمينهها را پررنگ و بعضى ديگر را كمرنگ جلوه دهد و در بررسى واقعيتها اثر غيرواقعى بگذارد، بدون ترديد يك پيشداورى عادى از حقيقت و بحثى غيرواقع بينانه تلقى خواهد شد.
[١] . رك: ا. جى. پى. تيلر، ريشههاى جنگ جهانى دوم، محمدعلى طالقانى، مركز انتشارات علمى و فرهنگى، ص ١٦٠.