فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٦٢ - بخش اول كليات
«به خدا سوگند اگر يك تنه با آنان روبرو گردم و آنان سراسر زمين را فرو پوشانده باشند هيچ بيم و هراسى به دل راه نمىدهم. من بر گمراههاى كه آنها دچار آنند و بر راه راستى كه خود برگزيدهام از خويشتن بينايى و از پروردگارم يقين يافتهام و به ديدار خداوند مشتاقم و به پاداش او اميدوار. اما اندوه من از آن است كه نابخردان هوسباز زمام اين امت را بهدست گيرند، و مال خداوند را دولت خود شمارند و بندگان او را غلامان خويش بپندارند، نيكوكاران را دشمن و تبهكاران را يار خود گيرند، برخى از آنان بادهنوش بودهاند و بر آنها حد شرعى اجرا شده است، و پارهاى از آنان اسلام نياوردند مگر هنگامى كه از زكات برخوردار شدند. اگر جز اين بود بدين ابرام شما را نكوهش نمىكردم و به پايدارى و جهاد برنمىانگيختم، و چون گرانسرى و پرهيز شما را مىديدم رهايتان مىكردم».
صحنههاى هر جهاد مقدسى نمايانگر عظمت ايثار و اوج تعالى روح و شكوه سازندگى در راه خدا و رهايى انسانهاست، ولى همواره سوى ديگران نيز آلوده به نمايشى از بازيگرى عناصرى پليد و انسانهاى وارونهاى است كه منافع خود را در اسارت مردم در حال رشد و سد راه پر رهرو تعالى انسانها و بازگرداندن آنها به قهقرا و پستى مىدانند.
اين عناصر بازدارنده چرخهاى عظيم تاريخ، بزرگترين جنايتشان همان ايجاد وقفه در حركت و رشد فزاينده پيشتازان راه تكامل و امتهاى از بند رسته است.
سالها راه تعالى و تكامل را بر روى انسانهاى مستعد مىبندند و تلاش رهبران صالح و پيشتاز نمونه را كه بايد در جهت هدايت سريع قافله بشرى در افزايش شتاب اين حركت مصروف گردد، به خود مشغول و نيروهاى فعال و خلاق را از حركت بازمىدارند، خروشهاى پرتوان را به هرز مىدهند و فعاليتها را خنثى مىكنند و اگر هم خود در اين ميان براى رسيدن به هدفهاى شوم و پست طرفى نيستند؛ اما حركت را متوقف و يا شتاب حركت را مىگيرند.
تصور كنيد اگر راه على (ع) كه همان راه خدا بود از اين عناصر پاك مىبود و ناكثين، مارقين و قاسطين بر سر راه رهبرى امامى چون على (ع) مانع ايجاد نمىكردند و آن همه نيروى خلاق و خروشان از حاميان امام (ع) را نمىگرفتند و امت و امام را كه لبريز از اشتياق رسيدن به شكوفايى استعدادهاى سرشار و نيل به عظمت و تعالى بودند به خود مشغول نمىنمودند بىشك امروز جريان تاريخ جهان بگونهاى ديگر و امت اسلامى نقشى تعيين