فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٨٩ - بخش اول كليات
وباكنجكاوى، دقت، قاطعيت تمام، خويشتن دارى واستقامت رفتار مىنمود، و با وجود انعطاف در مورد مسائل فرعى وعدم پافشارى بر مسائل جزئى كه احياناً طرف مقابل نسبت به آن حساسيت فوق العاده داشت، نسبت به اصول، سازش ناپذير و مقاوم، و در مقابل پىآمد احتمالى برخوردها، مانند مكاتبه، سران چند امپراطورى مقتدر زمان خويش، دلير و شجاع بود.
پيامبر اسلام (ص) درطول تاريخ روابط سياسى بااقوام وملتها، ودرتمامى برخوردهاى سياسى با نمايندگان آنها وسران كشورها كه جزدرموارد خاصى به مخاصمه انجاميد، اكثراً موفق بود، واين برخوردها يا به اسلام آوردن آنها منتهى مىشد و يا به توافقها و امضاى قراردادها مىانجاميد. در هيچكدام از اين موارد نه خود پيامبر (ص) و نه نمايندگانش، هرگز از فريب كارى، دسيسه بازى، دروغ گفتن، نفاق افكنى، گزافهگويى، عهد شكنى، تزوير و ديگر خصلتهاى ضدارزش استفاده نكردهاند.
همانگونه كه در رفتار سياسى پيامبر اسلام (ص) ديده مىشود، اسلام براى ايجاد انگيزه در مخالفين، براى مذاكره وتوافقهاى اصولى و كشاندن آنها به صورت منطقى و معقول به پاى مذاكرات صلح آميز، ازتوافقهاى جزئى درمورد قدرمشتركها هرگز صرفنظر نمىكند، و با توافق و قرارداد و معاهده درزمينه مسائل فرعى، راه رابراى رسيدن به توافقهاى اصولىتر و بيشتر هموار مىنمايد. زيرا هدف اسلام قصد دست يافتن بر تمامى هدفها وتوافقها دريك مرحله و در يك اقدام برقآسا نيست و اين خود مانع بزرگ پيشرفت مذاكرات وادامه روابط مثبت ديپلماتيك مىباشد، ولى بادست يابى به توافق نسبى درمسائل سادهتر و كم اهميتتر مىتواند سرآغازى بر توافقها وحتى همكارىهاى مهمتر و اصولىتر اميدوار بود.
در اسلام، جهاد درراه خدا به عنوان راه حل نهايى براى ريشه كن نمودن عوامل فساد، ظلم وتباهى مطرح شده است، ومبارزه باسران باطل، طواغيت وعوامل استكبار، براى رسيدن به صلح و روابط انسانى در مناسبتهاى بشرى، ضرورتى اجتناب ناپذير شمرده شده است. از اين رو پيامبر اسلام (ص) نيز دركنار برقرارى روابط ديپلماتيك بهطور گسترده، هرگز ازاين وظيفه نيز بازنمانده وطى ٢٨ غزوه و ٣٨ سريه فعاليتهاى نظامى را درچارچوب ارزشهاى انسانى، در خدمت پيشرفت روابط صلح جويانه و رسيدن به توافق با ملتهاى ستمديده و اقوام تحت اسارت قرارداده است.