مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام ت تنبیه الخواطر - ورام بن ابی فراس - الصفحة ٥١٦ - سخن عارفان كنار جنازهها و در گورستان
سخنى نمىگويند مگر در باره ميراث ميّت و آنچه براى ورثه گذاشته است! و امثال و اقران او نمىانديشند مگر در باره اين كه چه كنند تا به چنان ثروتى كه او رسيده، برسند! و هيچ يك از اينها در باره اين كه خدا راجع به جنازه خود او، و سرانجام كارش چه خواهد خواست، نمىانديشد و چيزى موجب اين حالت نيست جز قساوت قلب به دليل معصيت و گناه فراوان! تا آنجا كه ما، خدا، روز قيامت و خطراتى را كه پيش روى خود داريم فراموش كرده به لهو و لعب و غفلت و كارهاى بىفايده مىپردازيم، پس بايد از خدا درخواست كنيم تا ما را از اين غفلت، بيدار كند كه بهترين حالات حاضران بر جنازه ميّت، گريستن بر ميت است، در حالى كه اگر عاقل باشند بايد بر حال خود بگريند نه بر ميت، همان طورى كه يكى از دانشمندان مىگويد:
بر مردگان مىگريد و از خود فراموش كرده* گمان مىبريد كه مصيبت وى از سوك آنها كمتر است پس اگر او خردمند و باهوش و درايت است* بايد بر خود گريه كند نه بر مردگان (١)! مردى حضور پيامبر خدا ٦ عرض كرد: چه كسى از همه مردم پارساتر است؟ فرمود: آن كه از قبر و پوسيدگى بدن فراموش نكند، و زيور زايد دنيا را ترك كند، و آنچه را مىماند، بر آنچه ناپايدار است، مقدّم بدارد، و فردا را از زندگى خود نشمارد، بلكه خود را از اهل قبور بداند (٢)! پيامبر ٦ فرمود: هيچ منظرهاى را نديدم مگر اينكه منظره قبر دردناكتر از آن بود. (٣) گويند: نخستين چيزى كه پس از مرگ با فرزند آدم سخن مىگويد، قبر اوست كه مىگويد: من خانه كرمها و خانه تنهايى و غربت و سراى تاريكى و ظلمتم! اين است آنچه خود آماده كردهاى، و من اينها را مهيّا نساختهام.
ابو ذر فرمود: آيا شما را از روزى آگاه نسازم كه آن روز، روز تنگدستيم،