مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام ت تنبیه الخواطر - ورام بن ابی فراس - الصفحة ٤٧١ - كيفيت انديشه در آفرينش
استخوانهاى پشت را به استخوانهاى سينه و شانه و اندام و استخوانهاى بالاى آلات تناسلى از دو طرف و استخوانهاى رانها و ساقها و انگشتان پاها، متصل ساخته است كه ما با ذكر اعداد و ارقام سخن را به درازا نمىكشانيم. مجموع استخوانهاى بدن انسان- بجز استخوانهاى كوچكى كه در لابلاى بندها قرار گرفتهاند- دويست و چهل و هشت قطعه است!! حال ببين كه چگونه همه اينها را از نطفهاى بىارزش و بىمقاومت آفريده است، و مقصود ما از اين كه تعداد استخوانها را نام برديم آن نيست كه شمار آنها دانسته شود زيرا كه اين خود علم تخصّصى است كه پزشكان و جرّاحان آن را مىدانند بلكه هدف ما اين است كه از اينها به عظمت آفريدگار و مدبّر آنها پى ببريم كه چگونه آنها را فراهم و تنظيم كرده است، و به اشكال و اندازههاى مختلف آن هم با اين عدد معيّن قرار داده است كه اگر يك استخوان بر اين تعداد افزوده بود، بارى سنگين بود كه بايد قطع مىشد و اگر كمتر از اين بود انسان ناقص بود بايد جبران مىشد، پس پزشك به آنها مىنگرد تا راه معالجه آنها را پيدا كند، امّا اهل بينش به آنها نگاه مىكنند، تا به عظمت آفريدگار و صورتگر آنها پى ببرند و چقدر بين اين دو نوع نگرش فاصله است!! آنگاه فكر كن كه خداوند متعال چگونه ابزارى را براى به حركت در آوردن استخوانها آفريده است، يعنى عضلات كه در بدن انسان پانصد عضله آفريده و هر عضلهاى فراهم آمده از گوشت، عصب، تار و پوستهها، و اين عضلات به شكلها و اندازههاى مختلف- بر حسب اختلاف مواضع و نيازها- مىباشند، بيست و چهار عضله از مجموعه عضلات براى به حركت درآوردن حدقه و پلكهاى چشمند و اگر يكى از آنها كم شود، كار چشم بهم مىخورد، و همچنين هر عضوى به تعداد معيّنى عضله دارد، و جريان كار عصبها و پيها، تارها و شرائين و تعداد و جاى رويش هر كدام و انشعاب آنها، شگفت آورتر از اينهاست و شرح هر يك به درازا مىكشد.